بعد از آن قرار شد كه سلطان حسين « [ 1 ] » در بغداد باشد و عادل « [ 2 ] » آقا به ييلاق كردستان فرمايد . « [ 3 ] » بهجهت آنكه بيشتر كردستان ياغى بودند ايشان را رام گرداند .
در اوايل ربيع الاوّل سال مذكور عادل آقا از بغداد بيرون آمد و بهطرف كردستان رفت و بهسبب رنجشى كه از مخدوم خود « [ 4 ] » سلطان حسين نوجوان در خاطر نامبارك « [ 5 ] » داشت مجموع لشكرها را برگرفته متوجّه سلطانيّه شد . در بغداد خواجه عبد الملك و اكابر بغداد در خفيه اتّفاق كردند « [ 6 ] » و پانصد تومان زر پيش پير على بادك فرستادند كه ايشان يراق كرده در ميانهء تابستان و گرماى بغداد از تستر غلبهئى جمع كردند و بهطرف بغداد روانه شدند .
چون به حوالى بغداد رسيدند « [ 7 ] » ايلچى روانه كردند و گفتند كه ما به مطاوعت مىآييم و مىخواهيم كه شرف بساط بوس دريابيم . چون خباثت طبيعت و ناپاكى و بىباكى « [ 8 ] » پير على معلوم جهانيان « [ 9 ] » بود اعتماد نكردند ، غلبهء لشكريان و امراء كه ملازم سلطان حسين « [ 10 ] » بودند جانقى كرده « [ 11 ] » و امير محمودى و عمر قپچاقى را بر سبيل منقلا برابر ايشان فرستادند و خود به محافظت حصار و ضبط بغداد مشغول شدند . در همان روز بادك « [ 12 ] » چون باد « [ 13 ] » بر منقلاى ايشان زد و امير محمودى و عمر قپچاقى « [ 14 ] » را دستگير كردند و غلبه تمام از ايشان « [ 15 ] » به قتل آوردند و تا در بغداد آرام نگرفتند سلطان حسين و امراى بغداد جسور را ببريدند و « [ 16 ] » يك روز مقاومت نمودند . « [ 17 ] » روز ديگر آيت فرار « [ 18 ] » برخواندند و بغداد را گذاشته متوجّه تبريز گشتند و اين همه نتيجهء رنجش بندگى آقا بود . « [ 19 ] » شاهزاده شيخ على شفقت برادرى بهكار آورد و هيچ آفريده « [ 20 ] » را نگذاشت كه در عقب ايشان بروند و الّا يككس خلاص نمىشد . چون تابستان بود كه لشكريان منهزم شده بودند و موسم باد سموم بود و غلبه ديگر از مردم اصول و لشكريان آنجا تلف شدند و بعد از مشقّت بسيار سلطان خود را به تبريز انداخت .
هامش
( [ 1 ] ) - م و ل : ندارد .
( [ 2 ] ) - م و ل : بندگى .
( [ 3 ] ) - ت : رود .
( [ 4 ] ) - ت : « مخدوم خود » ندارد .
( [ 5 ] ) - ت : « نوجوان در خاطر نامبارك » ندارد .
( [ 6 ] ) - ت : كرده .
( [ 7 ] ) - ت : « بغداد رسيدند » ندارد .
( [ 8 ] ) - ت : « و ناپاكى و بىباكى » ندارد .
( [ 9 ] ) - ت : ندارد .
( [ 10 ] ) - م و ل : « حسين » ندارد .
( [ 11 ] ) - م و ل : كردند .
( [ 12 ] ) - ت : پير على .
( [ 13 ] ) - ت : « چون باد » ندارد .
( [ 14 ] ) - ت : اميرين .
( [ 15 ] ) - م و ل : « از ايشان » ندارد .
( [ 16 ] ) - ت : « جسورا ببريدند و » ندارد .
( [ 17 ] ) - ل : از « به قتل آوردند و . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 18 ] ) - ل : الفرار مما لا يطاق .
( [ 19 ] ) - ت : از « و اين همه . . . » تا اينجا ندارد .
( [ 20 ] ) - ت : كس .