كرده و مراجعت كردند ( بخش اوّل ، ص 809 ) .
8 . حمله به روسيه و ولايت چركس و قتل و غارت آن ولايات ( بخش اوّل ، ص 805 ) .
9 . كوچانيدن مردم سيستان به سمرقند ( بخش اوّل ، ص 597 ) .
10 . كشتار مردم سيستان ( بخش اوّل ، ص 596 ) .
11 . خرابى در ولايت هرات :
. . . خرابى ولايت به غايتى رسيد كه در ولايت هرات و سبزوار در بازارها يك در در دكان نماند و در زير دكانها و كوچهها مردگان مرده بر زبر يكديگر افتاده و متعفّن گشته ، هيچ كس را مجال تجهيز و تكفين نبود و خلايق اكثر از اوطان جلا گشته و از زن و فرزند جدا افتادند . . . ( بخش 2 ، ص 595 ) .
12 . جنگ لشكر اميرزاده اميرانشاه با اهالى سمنان ( بخش 2 ، ص 64 - 65 ) .
13 . رخصت اميرزاده عمر به غارت تبريز و جمع كردن 200 تومان عراقى در ده روز به زخم شكنجه و چوب ( بخش 2 ، ص 66 ) .
14 . حشم منصور روى به نهب و غارت و تخريب عمارت سجستانيان ( بخش 2 ، ص 271 ) ، تا آنجا كه مىنويسد : « قهر پادشاهانه زبانه زد و آتش غضب خسروانه بالا گرفت سه بند باستانى از عهد رستم را خراب كردند باغها و درختها را ببريدند » .
15 . به سبب مرور عساكر قحط و غلايى شده بود در اصفهان ( بخش 2 ، ص 444 ) .
16 . گوش و بينى بريدن در خوارزم ( بخش 2 ، ص 480 ) .
17 . لشكريان امير قرا يوسف خانهها و بازارها را آتش زدند و سوختند و عمارات و باغات مندرس گردانيد ( بخش 2 ، ص 485 ) .
18 . كشتار بزرگ در اصفهان ( جنگ شاهرخ با اميرزاده اسكندر ) در وقايع سال 817 آنجا كه مىنويسد : « از خسته و كشته فضاى هامون حكم كوه و پشته گرفت ، افراط قتل در اصفهان به غايتى رسيد كه آب زنده رود از خون كشتگان با همهء غزارت از حكم طهارت بيرون شد » ( بخش 2 ، ص 545 ) .
19 . غارت عساكر منصوره در اصفهان : « چندان زواهر جواهر و كنوز نقود و ظرايف حلى و لطايف اوانى و ظرايف ظروف و نفايس فروش و نضاير اسلحه و
زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 45
مساهمون: سيد كمال حاج سيد جوادى
صمقدمهء مصحح ٤٥