ساختن آنان به روش حكومت مىنگاشت ، يا به عبارت ديگر ، دستور كار را براى آنان ارسال مىكرد . نمونههاى متعدد از اينگونه نامهها در همين كتاب وجود دارد ، از جمله :
1 . نامه براى تفويض ممالك ماوراء النهر و تركستان به الغ بيك ( بخش 2 ، ص 309 - 315 ) .
2 . نامه براى حكومت اميرزاده بايقرا ( بخش 2 ، ص 351 - 352 ) .
3 . نامه براى تفويض ممالك همدان و لرستان به اميرزاده بايقرا ( بخش 2 ، ص 556 ) .
4 . دستور العمل به اميرزاده سيورغتمش ( بخش 2 ، ص 691 ) .
5 . دستور العمل براى امير الياس خواجه بن امير شيخ براى حكومت قم و كاشان ( بخش 2 ، ص 609 - 611 ) .
ب . قتل و غارت و كشتار و گرفتن اسير
در بخش اوّل زبده به اين موضوع فراوان پرداخته شده است . بديهى است كه در لشگركشىهاى تيمور چه مسائلى رخ مىداده است . به نمونهاى از آنها اشاره مىشود :
1 . در اين يورش در ولايت گرجستان قريب هفتصد دير و قصبه و مزرعه عرضهء نهب و غارت گشت . هركه را از ايشان در مقام خلاف يافتند بر تيغ گذرانيده و وحوش و طيور را از اجساد و لحوم ايشان ميزبانى فرمود و كليساهاى ايشان را چون قواعد اعتقادات ايشان باطل و منهدم گردانيد و بساتين و اشجار كرم و باغات را بعضى از بيخ بركندند و بعضى آتش در زدند و هرچه در امكان گنجيد از خرابى و نكال دربارهء ايشان به تقديم رسانيدند . . . از سرهاى پليد ايشان گل توده و مناره ساختند . . .
گرجيان چون كار از دست رفته و دولت از پاى درآمده انگشتى كه به ايمان بر نياورده بودند به امان خواستن بركشيدند . لشكر منصور دست به كار كهنه و پيشهء ديرينهء خود يعنى تالان و غارت برگشادند و آن كفّار فجّار را مجموع دست و گردن