الهام غيبى كه ارباب الدول ملهمند مىشمارد « 1 » هرچند كه دهها نمونه از ظلم و ستم ، نهب و غارت و تجاوز به دستور وى انجام پذيرد ، حافظ ابرو فقط به اين جمله اكتفا مىكند كه « قهر پادشاهانه زبانه زد و آتش غضب خسروانه بالا گرفت » « 2 » .
مقام شاه را در خلال بخش دوّم ، زبدة التواريخ مىتوان به سادگى يافت . به عنوان مثال به چند نمونه اشاره مىشود :
1 . هركس خلاف او بر دل گذراند جان نبرد ، و اگر پشت براين دولت كرد ، محنت و مشقت روى به دو آرد و به هر طرف كه توجه نمايد اصناف بلا و انواع عنا استقبال نمود و در ورطهء هلاك و بوتهء اشتباك افتاد ( بخش 2 ، ص 452 ) .
2 . اداى خدمت سلطان چنان به جاى آور * كه فرض طاعت يزدان به جاى مىآرى
( بخش 2 ، ص 553 ) .
3 . خدمت دولت او از فرايض دين و دنيا و موجبات رضاى مولى دانند ( بخش 2 ، ص 572 ) .
4 . طريقهء معاش و توكل آن حضرت معلوم و محقق است كه مؤيد من عند الله است ( بخش 2 ، ص 722 ) .
5 . از الهام غيبى نويد فتح شنود ( بخش 2 ، ص 723 ) .
6 . حق سبحانه و تعالى در ازل پادشاه جهان را مظفر و منصور آفريد ( بخش 2 ، ص 726 ) .
7 . علم به نصر الهدى فكانه علم النبى و حوله الانصار ( بخش 2 ، ص 891 ) .
8 . راى خدايگانى كه نمود از عقل كل و آينهء عالم غيب و طليعهء آفتاب نصرت و جام گيتىنماى ظفر است ( بخش 2 ، ص 451 ) .
9 . پادشاه ، سپاه را به مثابهء سر است تن را ( بخش 2 ، ص 328 ) .
10 . حق سبحانه و تعالى را با اين ذات بىهمال نظرهاست ( بخش 2 ، ص 921 ) .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 997 .
( 2 ) . همان ، بخش 2 ، ص 271 .