تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زبدة التواريخ ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 36

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٦
ايشان و تجارب در مهمات و مصالح ملك و آثار دولت هر طايفه‌يى و سبب نكبت هر قومى و تنبيه نفس بر مصائب دنيوى و از قرون ماضيه و امم سالفه و غيره ذلك ممالا يحصى . بيت
بدانى كس آن مايه از مام و باب * رسيده است ، يا كرده است اكتساب و ديگر چو آيد به گوش شهان * حديث گذشته مهان جهان كه هر پادشاهى كه خيرات كرد * خدايش به نيكى مكافات كرد وگر پيشواى بدانديش بود * به آخر هم او دشمن خويش بود از احوال ديرينه گيرند پند * وزين داستان‌ها پذيرند پند به نيكو گرايند و بد كم كنند * دل مردم از داد خرم كنند . . .

بناى علم تاريخ

« ببايد دانست كه بناى علم تاريخ بر صدق است چنان كه ابراهيم - صلوات الرحمن عليه - از حضرت جل جلاله درخواست مىكرده
« وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ »
« 1 » و در توبيخ دروغ‌نويسان حق - سبحانه و تعالى - مىفرمايد :
« يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ »
« 2 » و نيز تأليف كردن تواريخ به اكابر و معارف و مشاهير كه به حريت و راستى و درستى منسوب باشند مخصوص است ، كه در علم تواريخ نقل خير و شر و عدل و ظلم و استحقاق و غير استحقاق و محاسن و مقابح و اطاعت و معاصى و فضائل و رذائل سلف است كه تا خوانندگان خلف از آن اعتبار گيرند و منافع و مضار جهاندارى و نيكوكارى و بدكردارى دريابند تا نيكوكارى را اتباع نمايند و از بدكردارى بپرهيزند . پس مورخ بايد كه هم‌چنان كه فضائل و خيرات و عدل و احسان پادشاهى و بزرگى مىنويسد از اينكه معلوم او شده است بايد كه مقابح و رذايل او مستور ندارد و طريقهء منادمت در نوشتن تاريخ معمول نكند . . .
هامش
( 1 ) . سورهء 26 ، آيهء 84 . ( 2 ) . سورهء 5 ، آيهء 13 .