[ 9 - آ ] سفر و او را چهار پسر بود عمر و خليل و پير حسين و بهلول و آن بهلول را دو پسر است عبد اللّه و سعد اللّه و دهم پسر تيمولى اروس و او را چهار پسر بود : عليشير و اسمعيل و اردشير و عمر از پسر پنجم قراجار مونكا نسلى نمانده است و پسر ششم قراجارنويان اجل نويان او را فرزندان بودهاند از آن ( 1 ) جمله ايلانگير نويان و قتلغ قيا و اين قتلغ قيا در زمان هولاكو خان با ايشان به عراق رفته بود و نسل او ملازم سلاطين عراق بودهاند و او را پسرى بود كه او را ديلوقران مىگفتند و اين ديلوقران را سه پسر بود قراپير و اسمعيل و اسكندر و اين اسكندر را سه پسر بود ( 2 ) اوّل پيرنادر و او را دو پسر بود پيراحمد و پيرمزيد و دويم پسر اسكندر خضر و سيم سالتوق و اين سالتوق را پسرى است ايجل نام و حالا ملازم مخدوم و مخدوم زادهء عالميان بايسنغر بهادر است و ايجل را دو پسر است عبد اللّه و هاجر و برادران ايجل قاسم و طيّب و طاهر و محمود و احمد امّا فرزندان ايلانگير نويان او را پسرى بود جاميش و اين جاميش را چهار پسر بود اول سونج بوقا ديگرى طغاىبوقا و اين طغاىبوقا را چهار پسر بود رستم و حمزه و پيرمحمّد و على از اين جمله رستم را فرزندان بسيارند از آن جمله نوزده پسر و هشت دختر را در شجره نام مثبت گشته و اكثر حالا در حياتاند .
امّا حمزه او را سه پسر بود محمّد درويش و محمّد يوسف و حاجى يوسف ( 3 ) و پسر ديگر ايلانگير بركل نويان او را دو پسر بوده است يكى بلته و ديگرى طرغاى نويان كه پدر امير صاحب قران است و اين طرغاى نويان را چهار پسر بود و دو دختر چون تقدير ايزدى ( 4 ) در ازل آزال بر آن موجب ( 5 ) بوده باشد كه صاحب دولتى عظيم شوكت مهيب صولت را كه فارس ميدان كشورگشايى و رافع ايوان فرمانروايى باشد به وقتى معيّن خلعت ايجاد و كسوت وجود پوشاند ( 6 ) و او را در عالم كون و فساد بر سرير سرورى جلوهء ظهور دهد دست قدرت ربانى بر مقتضاى حكمت يزدانى جوهر ذات او را در اصداف اصلاب و ارحام آبا و امّهات بر سبيل تدريج مرتبهبهمرتبه ( 7 ) و طوربهطور پرورش دهد تا به درجهء كمال نزديك گرداند و چون زمان ظهور آثار دولت و وقت
هامش
( 1 ) - ت : ندارد .
( 2 ) - ت : از « كه او راديلوقران . . . » تا اينجا ندارد .
( 3 ) - ت : محمّد .
( 4 ) - م و ل : « ايزد متعال » .
( 5 ) - ل : « بر آن موجب » ندارد .
( 6 ) - ت : پوشانيد .
( 7 ) - ت : « به ظهور » .