[ طبقه اول ] پادشاهى هوشنج « 1 » سى سال [ بود ]
چون هوشنگ فرمانفرما گرديد به فرّ راى و هنگ و ميامن هوش و فرهنگ جهان را طراز رفاهيت و حلّهء كرامت پوشانيد و بنابر وفور خرد وى را هوشنگ گفتند . در علم حكمت عملى تصانيف شريفه دارد كه يكى از آن جمله كتاب جاودان خرد است كه جزوى چند به دست فضل بن سهل وزير مأمون افتاد و آن را به لغت عرب مدوّن گردانيد ، و شيخ الرئيس ابو على سينا كتاب آداب العرب و الفرس از آنجا تضمين فرمود .
و هوشنگ معاصر هرمس الهرامس ادريس النبى - عليه السلام - است . از سخنان اوست كه :
اندك تأنى بهتر از بيش تعجيل است .
سه چيز است كه صلاح آن فساد نپذيرد : عبادت علما - قناعت اصحاب - بصيرت [ و ] سخاوت ارباب كرامت .
لذات دنيا در سه « 2 » چيز است : بنا ، غنا ، نسا ، طلا .
سه چيز به سه چيز ميسر نشود : توانگرى به آرزو ، و جوانى به خضاب ، نصيحت مست و ديوانه چون افشاندن تخم بىميوه است در شورهزار .
سه چيز به سه چيز سلاطين را خراب كند : هزل هيبت را ، دروغ قدرت را ، ظلم سلطنت را .
سه چيز در سه حال محمود است : تعجيل در مكافات نيكوكاران ، و تأخير در عقوبت گنهكاران ، تأنى در وقوع حدثان .
چون مدت سى سال از پادشاهى آن بىهمال درگذشت [ 17 الف ] طهمورث ولد خود را وليعهد نموده خود در بلخ ، سلخ شهور عمر را به عبادت آراسته نمود .
ديوان در حين سجود سنگى عظيم بر سرش زده هلاك كردند . طهمورث خبر يافته برفت و پدر و الا گوهر را دفن كرده آن شهر را « تلخ » نام نهادند . رفته رفته به « بلخ » « 3 » مشهور گرديد .
هامش
( 1 ) . كذا .
( 2 ) . ولى چهار چيز ذكر شده است .
( 3 ) . اصل : تلخ .