اگر چه بحر عمان چند جا مغاص لئالى است ليكن مرواريد بحرين سفيدتر و روشنتر است ، و چون مرواريد مقطوع العله باشد نيم دانگ چهار هزار دينار قيمت دارد و سه طسوج هشت هزار دينار و به قدر سنگين دو چندان در قيمت افزايد . و بهترين مرواريد را « نجمى » خوانند يعنى ستاره رنگ و بعضى سفيد به زردى مايل ، رنگ كاه باشد « تبنى » گويند . خوردنش نفث الدم را مفيد باشد .
و بحرين از اين سبب به دار المؤمنين « 1 » علم اشتهار افراخته كه مردمش سابق الاسلاماند و همگى راكب سفينهء « مثل اهل بيتى كمثل سفينة نوح من ركب فيها نجى و من تخلّف عنها غرق » اند .
و سال هشتم از هجرت حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله - عبد اللّه بن علا الخضرمى را به حكومت بحرين فرستاد . نامه به منذر بن ساوى فرستاد . چون نامه بخواند با اعراب تبعهء خود بر سر و چشم نهاده ايمان آوردند و هشتاد هزار دينار به خدمت آن سرور فرستادند . مگر بعض يهوديه كه خرماى مناصفهء جزيه قبول نمودند .
و عمر بن الخطاب ، ابو هريره را به حكومت آنجا روانه نمود [ و ] چون ابو هريره به آنجا رسيد در ماليات ديوانى مبلغها خيانت كرد . چون عمر استماع نمود وى را معزول كرده مصادرات فرمود .
و اصل ملك بحرين است كه جزيرهء « وال » مىگفتهاند ، و « خطّ » به كسر خاء معجمه و قطيف و احسا توابع وىاند ، و نيزهء خطّى به آن منسوب است .
و وجه تسميهء بحرين را چنين نيز گفتهاند كه چون آب درياى شور و شيرين با يكديگر تداخل مىنمايد مجمع البحرين است ، قوله تعالى
« وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً »
. [ 14 ب ]
خارك
جزيرهاى است ما بين بندر ريق « 2 » و بصره . كوهى است به آن جزيره متّصل .
طول و عرض به قدر فرسخى باشد و آستانهء امامزادهء واجب التحية محمد حنفيه به قول مردم بنادر در آنجاست و مغاص مرواريد است . گويند كشتى مملو از فلفل
هامش
( 1 ) . اصل : دار المومين .
( 2 ) . ( - ريگ ) .