[ عرفى شيرازى ]
ملا عرفى شيرازى در قصايد و غزل و مثنوى زبردست و شيرينكلام بود .
سخنان شوقافزاى حقايقآميز و اشعار بىبدل شورانگيز دارد [ 194 ب ] و در ميان شعرا احدى به فطرت وى نبوده است . چون در قصيدهء « ترجمة الشوق » از روى اخلاص گفته كه : « به كاوش مژه از گور تا نجف بروم » بعد از وفات كه استخوانش را به نجف مىبردهاند « رونقى » در بصره بود تاريخ گفته است :
يگانه گوهر درياى معرفت عرفى * كه آسمان پى پروردنش صدف آمد
به گوش چرخ رسانيد حرف دلسوزى * كه عمر از تو چو در معرض تلف آمد
به كاوش مژه از گور [ تا ] نجف بروم * فكند تير دعايى و بر هدف آمد
رقم زد از پى تاريخ « رونقى » كلكم * بكاوش مژه از گور تا نجف آمد
[ جلال عضد يزدى ]
سيّد جلال عضد شيراز [ ى ] است . پدرش وزير محمد مظفر و خود وزير شاه شجاع بوده .
[ غياث الدين منصور شيرازى ]
سيّد الحكما مير غياث الدين منصور شيرازى در عهد همايون خاقان سليمان شأن صدر بود . از مصنفاتش در حكمت ، كتاب تجريد است كه جميع مسايل طبيعى و الهى را مجرد از دلايل به عبارتى موجز بيان نموده ، و رسالهء معرفت قبله و كتاب تعديل الميزان كه خلاصهء شفاست و حاشيه بر الهيات شفا و شرح حكمة العين تصنيف نموده و خلاصهء مختصر تلخيص در اواخر حال بيان كرده . امير سيّد محمد فرزند آن جناب امجد است .
[ مجد همگر ]
مجد همگر شيرازى و مادح خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان بوده است .