و شيراز مشتمل است بر هفده محله و نه دروازه : اصطخر ، . . . نرس « 1 » ، بيضا ، كازرون « 2 » ، سلم ، فسا ، بالكت ، دولت ، سعادت .
پيوسته . . . تحف و طرف و اقمشهء ثمين و مجلوبات بلاد هند و اقصى روم و چين به شيراز آورند .
و قبور اولياى دين سيّما سلالهء دودمان طيبين و طاهرين احمد بن موسى عليهما التحية و الثناء مشهور به « شاه چراغ » و ديگر امامزادگان در آنجاست .
و قبر جاماسب حكيم در سمت جنوبى شيراز واقع شده در حوالى « 3 » ، و زير قبر آهنپارهء بسيار ريخته است و جهت بودن آهنپاره ظاهر نيست . احيانا يكى از واردين آن سرزمين آهنپارهبردار . . . درا . . . به جا نگذارد را نبايد . « 4 »
از اين غريبتر آنكه هر صاحب منصبى كه برابر قبر وى سواره بگذرد [ در ] عمل پياده گردد . و در عهد سلطان محمود ، جمال الدين مصرى عامل شيراز از آنجا سواره مىگذشت شخصى گفت : يا ايها الامير ، . . . [ در ] السنه و افواه جريان و سريان دارد ، گفت : « هنا من فنا ذات العجم » ، و سواره درگذشت چون پنج ماه بگذشت « 5 » .
و من الغرايب
مسوّد اين اوراق از شخص صادق القول شيرازى استماع نمود كه در حوالى كربال به دامن كوهى كه به جبل رحمت اشتهار دارد چشمهاى است و آبش خالى از حرارت و ملوحيتى نيست . هر سال كه قريب اربعينى به نوروز مىماند خلقى كثير از رجال و نسا بر سر آن چشمه رفته از آن آب به جاى مسهل مىخورند تا باطن به حدّى مصفا مىشود كه هيچ خلطى باقى نمىماند . آنگاه مراجعت مىنمايند . طرفه اين كه در ما بقى سال اهل اوريات « 6 » در آن ناحيه ساكناند و آب آن چشمه را مىآشامند مطلقا قوّت اسهال ندارد .
هامش
( 1 ) . چنين نامى يا شبيه به آن در مآخذ نيست .
( 2 ) . اصل : كازرفن .
( 3 ) . كذا ، نام محل نوشته نشده .
( 4 ) . كذا ، مغشوش .
( 5 ) . دنبالهء مطلب نانوشته مانده .
( 6 ) . مراد ظاهرا عشاير است .