نهادند . [ 8 - ر ] و سبا را سه پسر بود كهلان . . . و مر « 1 » و حمير « 2 » ، و حمير را عزلحج « 3 » نيز گويند . و حاطب بن سعد كه رهط وى ذى الكلاع است و بنو - حيوان ( ؟ ) رهط شعبى و هوزن از فرزندان اواند ، و از نسل او بيست و پنج پادشاه در عرب پادشاهى كردهاند بر اين ترتيب : اول ايشان حارث ، و او حارث بن شداد بن ملطاط « 4 » بن عمرو بن قيس بن معاوية بن حشم ( ؟ ) بن عبد شمس بن موايل بن غوث بن قطن بن عريب بن زهير بن ايمن بن هميسع بن حمير است . و اين حارث تبع اول است و لقبش رايش ، و تفسير رايش به پارسى عطاست و او كريم بود . و لقمان حكيم در زمان او بود و گويند لقمان را دو هزار و چهارصد و پنجاه سال عمر بود .
و حارث را پسرى بود ابرهه نام ، بعد از او پادشاه شد و او را ذوالمنار لقب بود ، بدان سبب كه وقتى كه به جنگ مغرب رفت در راه منارها ساخت تا در مراجعت راه گم نكند ، و از مغرب تا يمن راه پيدا كرد . و او را پسرى بود افريقيس « 5 » ، بعد از او پادشاه شد و افريقيه را كه در حدود مغرب است عمارت كرد و او را پسرى بود العيد ، بعد از او پادشاه شد و او را ذوالاذعار لقب بود و ذعر به پارسى ترس است و او نسناس به بلاد يمن آورد و خلق از ايشان بترسيدند ، از آن سبب او را آن لقب نهادند . و بعد از او پادشاهى به هدهاد برسيد و ازو به بلقيس زن سليمان پيغمبر عليه السلام . بلقيس دختر هدهاد « 6 » بود پسر شرحبيل پسر ابرهه پسر حارث .
وقتى كه بلقيس ملك يمن بگذاشت و به سليمان پيوست عمش باشرينعم « 7 » پادشاه شد و او بغايت كريم بود و بعد از او پادشاهى به ابو كرت شمر بن عبيد بن افريقيس بن ابرهة بن حارث رسيد و او ذوالقرنين لقب داشت . لشكر عرب را به عراق آورد .
و در كتاب حمير آوردهاند كه گشتاسب را او كشت و تبع دوم اوست و بعد ازو به
هامش
( 1 ) - كامل : مر ( به تشديد راء ) .
( 2 ) - در كامل 6 پسر آمده : حمير ، كهلان ، عمرو ، اشعر ، انمار و مر ( 1 : 82 ) .
( 3 ) - با : غرنحج .
( 4 ) - با : سلطاط .
( 5 ) - « در « كامل » افريقش بن قيس بن صيفى آمده ( 1 : 203 ) .
( 6 ) - كامل : هادد ، حاشيهء آن : هدهاد ( 1 : 230 ) ، تاريخ پيامبران و شاهان : هداد .
( 7 ) - تاريخ پيامبران و شاهان : ناشرينعم . در مجمل التواريخ ( ص 473 ) « با شراينعم » به باء آمده .