فالكس « 1 » ،
از رومه بود . چون گمراهى قيصر وقت با مردم مىگفت ، قيصر او را بكشت ، و مدت او دو سال و هفت ماه و هفت روز بود .
ليبرنوس ،
در ميانهء عهد فالكس او را چندگاه به بابى نشاندند و فالكس را معزول كردند و باز فالكس را نشاندند . چون كشته شد ديگربار ليبرنوس را نشاندند ، و مدت او شش سال بود .
طسموس ،
اصل او از اسپانيه بود . صد و پنجاه مرحسيا ( ؟ ) را جمعكرد تا ليبرنوس [ را ] نفرين كردند تا هلاك شد ، و مدت او هژده سال و دو ماه و دو روز بود .
شريحيوس ،
از رومه بود و در استنبول با سيصد مرد ترسا جمعيت ساخت ، و در عهد او ارناووش ( ؟ ) در وجود آمد كه از بالاى ناف دو تن داشت ، در بيشتر احوال با همديگر متفق ، و مدت او پانزده سال و دو ماه و پانزده روز بود .
ايسطاسيوس ،
از رومه بود ، و دو سال و بيست و شش روز بابى كرد .
اينوسينسيوس ،
اصل او از شهر البان بود و پانزده سال و دو ماه و بيست روز بابى كرد .
روسيموس ،
اصلش از روم بود كه غلام قسيس شد ، و مدت او ده سال و هشت ماه و بيست و پنج روز بود .
تبيعايشوس ،
از رومه بود ، مدت او سه سال و هشت ماه و سه روز بود .
سلسطينوس ،
از رومه بود . شخصى را به جزيرهء بولان فرستاد و مردم آنجا را [ 128 - پ ] ترسا كرد ، و در شهر افروس جمعيت ساخت و با خصمان دين جدل كرد و مدت او بيست سال و يك ماه و نه روز بود .
سكسطوس ،
از رومه بود ، خير بسيار كرد و كليسيا ساخت ، و مدت او هشت سال و هژده روز بود .
ليو ،
از توسكانا بود . در عهد او چهارم جمعيت شد « 2 » و سيصد و پنجاه مرحسيا برابر نسطور بنشستند و بحثكردند در اين مسئله كه نسطوريان مىگويند كه عيسى از دو چيز است : خدايى و آدمى ، يعنى روح و جسم . و مدت او بيست و يك سال
هامش
( 1 ) - در صفحهء پيش نيز فالكس نامى را از بابان برشمرده است .
( 2 ) - يعنى چهارمين اجتماع تشكيل يافت .