روز بود .
ديوقسيوس ،
به شكنجه بمرد ، و مدت او دو سال و سه ماه بود .
فالكس ،
از رومه بود ، و مدت او دو سال و دو ماه بود .
انسيانوس ،
از توسكانا بود . كارهاى نيكو كرد و عاقبت به شكنجه بمرد ، و مدت او بيست سال و دو ماه و چهار روز بود .
غاتيوس ،
از دلمافيه بود . به شكنجه بمرد ، و مدت او يازده سال و چهار ماه و چهار روز بود .
مردسلينوس ،
از رومهء كبرى بود . با ارام ( ؟ ) قيصر ، بتان را كند و سوخت ، بعد از آن توبه كرد و وصيت كرد كه او را در گور نهد ، و ديوقليطيانس سى و چهارم قياصره سرش را بريد و مدت او هفت سال و دو ماه و بيست و يك روز بود .
مردسلوس ،
از رومه بود ، شش سال و بيست و دو روز بابى كرد ، و قيصر وقت او را شبانى فرمود و مدتى گله چرانيد تا بمرد . [ 128 - ر ]
ارنينوس ،
از يونان بود و مدت او دو سال و دو ماه بود و بيست روز .
بلكيارس ،
اصلش از مغرب بود عيسويان را فرمود كه يكشنبه و پنجشنبه روزهگيرند جهت آنكه آن روز بتپرستان روزه مىدارند ، و مدت او سه سال و شش ماه و هفت روز بود .
سلفسدروس ،
از رومه بود طبيبى حاذق ، چنان كه قسطنطينوس را از برص خلاصداد ، و ميان ترسايان او جمعيت ساخت تا در شهر مكيه ( ؟ ) ششصد و هژده مرحسيا ( ؟ ) جمع شدند . و با يهود مناظره كرد و ايشان را ملزم گردانيد و گاو مرده [ را ] اب و ابن و روح القدس در گوش گفت ، گاو برخاست . و مدت او بيست سال و دو ماه و يازده روز بود .
مرقوس ،
از رومه بود ، دو سال و هشت ماه و بيست روز بابى كرد .
جليبوس ،
از رومه بود ، از دست قسطنطينوس قيصر زحمتها كشيد ، و چون او نماند زحمت مرتفع شد ، و مدت او يازده سال و دو ماه و هشت روز بود .
ليبرنوس ،
از رومه بود . از فرمان قيصر وقت تجاوز نمود ، او را معزول كرد ، و مدت او ده سال و هفت ماه و هفت روز بود .