تأليف مولى عبد اللّه بن عبد الرحمن الحسينى المشتهر به الاصيل الواعظ الهروى ، اين كتاب را در زمان سلطنت غياث الدين ابو الفتح سلطان ابو سعيد گورگانى تأليف نموده و ديباچه آن را نيز بنام آن پادشاه موشح ساخته است ، درين كتاب شرح احوال و تاريخچهء زندگانى و سنين ولادت و وفيات و مزارات 209 تن از رجال نامدار هرات را ذكر كرده است .
4 - خاتمه كتاب : « خلاصة الاخبار فى بيان احوال الاخيار » كه مشتمل بر تاريخچه شهر هرات در عهد سلطنت سلطان حسين ميرزا بايقرا مىباشد .
اسفزارى در ديباچه كتاب حاضر نيز نام چهار كتاب از تواريخ هرات را ياد كرده ، و آنها را از منابع خود شمرده ، و در تضاعيف كتاب خود مطالب بسيارى از آنها نقل كرده است ، ازين قرار :
1 - كتاب تاريخ هرات از شيخ عبد الرحمن فامى
2 - كتاب تاريخ هرات از ابو اسحق الحداد
3 - كتاب تاريخ هرات از سيفى هروى
4 - كتاب تاريخ هرات كرتنامه از ربيعى پوشنگى
صدر الدين ربيعى پسر خطيب پوشنگ صدر شعراء دربار هرات در عصر ملوك كرت ، جوانى پرشور بلندپرواز و صاحب طبعى در غايت روانى بوده است ، او در دربار ملك فخر الدين مقامى ارجمد داشت ، و بامر آن پادشاه مثنوى در تاريخ ملوك كرت و هرات بر منوال شاهنامه فردوسى در ششهزار بيت برشته نظم كشيده و آن را به :
« كرتنامه » موسوم نموده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - اينك نمونهء ديگرى از اشعار حماسهء تاريخى كرتنامه :
در وصيت كردن و اندرز ملك ركن الدين كرت بملك شمس الدين كرت گويد :بهر كار رخ سوى دادار دار * همى يار و ياور جهاندار دار
ز روز پسينت در انديشه باش * بنيكىشناسى خردپيشه باش
مشو در پى آز و آئين بد * بگيتى به نيكى بمان نام خود
همى تا تو را دست هست و توان * مكن بد بجان كهان و مهان
ره راستى جوى و پاداش ياب * مكن خويش را بستهء خورد و خواب* * *