ياد باد آنكه سر كوى توام منزل بود * ديده را روشنى از خاك درت حاصل بود
سروده است :
حل هرنكته كه بر پير خرد مشكل بود * آزموديم بيك قطرهء مى حاصل بود
گفتم از مدرسه پرسم سبب حرمت مى * در هركس كه زدم بى خود و لايعقل بود
خواستم راز دل خويش بگويم با شمع * داشت او خود به زبان آنچه مرا در دل بود
در چمن صبحدم از گريه و از نالهء من * لالهء سوخته خون در دل و پا در گل بود
آنچه از بابل و هاروت روايت كردند * سحر چشم تو بديدم همه را شامل بود
دولتى بود تماشاى رخت مهرى را * حيف و صد حيف كه اين دولت مستعجل بود « 1 »
و از جمله خطاطان و خشنويسان دربار هرات :
شاهزاده ميرزا بايسنقر ، مولانا معروف ، مولانا شمس الدين الهروى ، مولانا جعفر تبريزى ، مولانا اظهر ، مولانا شهاب الدين عبد اللّه ، مولانا شيخ محمود ، مولانا پيرعلى هروى ، مولانا عبد اللّه پسر پيرعلى هروى ، پيرعلى هروى واضع و مبتكر خط نستعليق ( نسخ تعليق ) بوده است ، او مدت پنجاه سال در شهر هرات مشغول تعليم خط بود ، و در خط نستعليق شاگرد سلطان على مشهدى بود ، اما پس از مدتى از نگارش اين خط بر استاد خويش تفوق و برترى يافت .
پيرعلى هروى در سال 935 در هرات درگذشت .
هامش
( 1 ) - تذكرة الشعراء مرآة الخيال - امير شيرعلى خان - مجالس النفائس امير عليشير - خيراة حسان - اعتماد السلطنة .