رسند . و چون خانهء دوّم طالع كه بيت المال است برج جوزا است و بادى ، مال در دست ساكنان اين مكان قرار نگيرد و اكثر منقلب الحال و باسخاوت و مهماندوست باشند ، و اين خطهء ميمون مأمن غرباء و فقراء [ و زهّاد و مسكن اولياء و علما و عبّاد شود ، و بسبب عذوبت آب و رقت هوا وسعت ساحت ] « 1 » و نظافت فضا هركس به نيت عبور بدين بلدهء موفور السرور درآيد .
( نظم : هرسو كه بگذرد ندهد دل كه بگذرد ) « 2 » ،
و مدتها در وى سكون گيرد و توطن نمايد .
و هركس در خرابى و ويرانى اين بلده و تفرقه و پريشانى جمع اهالى و سكنهء او كوشد زود برافتد و دولتش بنكبت مبدل گردد . ارغاغوش ازين سخنان تسلى يافته فرمود تا خلق به كار عمارت قيام نمايند . پس شانزده هزار مرد هشت سال ديگر در عمارت بناى او كار كردند تا به بالا برآوردند و چهار سال بگذاشتند تا بنا نشست خود تمام كرد . هشت سال ديگر عمارت بالاى ديوار كردند و عرصه بر هزار گزى و بارهء او بر دويست و پانزده گزى نهادند . و ديوارى كه محيط بقهندوز هرات بود دوازده هزار و صد و هشتاد و سه گزى آمد . و بلندى ديوار باره چهل و پنج گز و عرض ديوار صد و ده گز كردند . و برجهاى « 3 » چهارسوى نصب كرده « 4 » ، چون پادشاه آنوقت ترسا بود بر هربرجى صورت صليبى ساختند ، و دو ديوار ديگر از درون و بيرون برافراشتند ، عرض هريك بيست گز و فرجهء ميان هردو ديوار ده گز گذاشتند ، و خاكريزى « 5 » بس عظيم برآوردند ، و خندقى بغايت عميق فرو بردند ، و شهرى « 6 » تمام شد كه گردون پير
هامش
( 1 ) - عبارت : [ و زهاد و مسكن اولياء و علماء و عبّاد شود و بسبب عذوبت آب و رقت هوا وسعت ساحت ] از زيادات مج است .
مك : مأمن غربا و فقرا و نظافت .
( 2 ) - مك : موقور السرور درآيد . نظم ، هرسو كه بگذرد ، ندهد دل كه بگذرد ، و مدتها در وى سكون .
مج : موفور السرور درآيد و مدتها در وى سكون .
( 3 ) - مج : و برجها چهارسوى . مك : و برجهاى چهارسوى .
( 4 ) - مك : نصب كرده چون . مج : نصب كرد چون .
( 5 ) - مك : خاكريزى بس . مج : خاكريز بس .
( 6 ) - مج : فروبردند و شهر تمام شد . فروبردند شهرى تمام شد .