كرد ، كه مردم توابع هرات با اهل و اولاد خود به شهر درآمدهاند ، « 1 » [ و بلوچان با رمهء بسيار در كهدستان « 2 » نشستهاند و پناه ندارند ، مباركشاه با سپاه خود شب در دره پاشتان كمين كرد و صباح « 3 » چهارشنبه پانزدهم « 4 » صفر سنه تسع عشر و سبعمايه در تاخت و بر خانهاى بلوچان زده مواشى ايشانرا براندند ، و از شهر سپاه فراوان « 5 » از سوار و پياده بيرون رفتند و بموافقت بلوچان بجنگ « 6 » مشغول شدند ، مباركشاه دويست كس را مقرر كرد كه مواشى را براندند و خود با پنجهزار سوار « 7 » بجنگ بايستاد و مردم بسيار از طرفين زخمى شدند ، و مبارزان غورى و هروى اكثر رمه و گلهء بلوچان را از لشكريان مباركشاه باز ستانيدند ، و ايشانرا به زخم تير و تيغ تاده كرخ براندند ، سپاه ملك بدره درون رفته ، خواستند كه ديگر نيز در عقب ايشان بروند از انديشهء آنكه مبادا كه مغولان كمين كرده باشند مردم هرات را بازگرداند ، « 8 » و مباركشاه با چند سر گاو و گوسفند آن شب تار تا روز برفت و در هيچ مقام قرار نتوانست كرد ، پس كس پيش شاهزاده يسور فرستاد ، كه هرات را تاختم اما در هرات مردم « 9 » و لشكر بسيار بودند از بلوچ و خلج و رستاقات « 10 » كه به شهر آمدهاند ، و ميان ما و ايشان چند حمله حرب « 11 » واقع شد ، بدانجهت پيشتر نرفتم ، اگر شاهزاده مدد فرستد ، و فرمان دهد « 12 » شهر را محاصره كنم ، يسور از خويشان خود سلطان نام را با ده هزار كس بفرستاد كه
هامش
( 1 ) - عبارت : [ و بلوچان با رمهء بسيار در كهدستان نشستهاند و پناه ندارند مباركشاه . . .
خبر آمد كه لشكر عراق و خراسان ساخته شدهاند اما دو ماه ديگر خواهد شد تا برسند ] از زيادات مج و پا مىباشد و از مك تماما محذوف است .
( 2 ) - مج : كهدستان . پا : كوهستان .
( 3 ) - مج : صباح چهارشنبه . پا : صباح روز چهارشنبه .
( 4 ) - مج : پانزدهم صفر . پا : پانزدهم شهر صفر .
( 5 ) - پا : فراوان بعدد ريگ بيابان .
( 6 ) - پا : بجنگ و كارزار مشغول .
( 7 ) - پا : سوار خونخوار بجنگ .
( 8 ) - پا : گردانيدند .
( 9 ) - پا : مردم بسيار و لشكر بيشمار .
( 10 ) - پا : روستاق .
( 11 ) - پا : چند حرب واقع .
( 12 ) - پا : و فرمايد شهر را محاصره كنم . مج : محاصره كرده .