با عهدنامه « 1 » مستحكم و مؤكد فرستاده ، « 2 » [ و التماس تجديد عهد وفاق ، و تاكيد پيمان و ميثاق نموده « 3 » ، مامول و ملتمس ايشان مبذول و مقبول افتاده ، ما نيز عهد كرديم كه با ايشان يكدل و يكرو ، و با دوستان ايشان « 4 » دوست ، و با دشمنان ايشان دشمن باشيم ، و قيود ديگر چنانچه قاعدهء عهدنامه است بتحرير پيوست ، و ايلچيان شاهزاده يسور را خوشدلى و خشنودى « 5 » و مقصودها حاصل ، رخصت معاودة فرمود ] .
پس در سنهء ثمان عشر و سبعمايه حكام و ولاة « 6 » غزنين و گرمسير مكتوبات بملك غياث الدين نوشتند كه : شاهزاده يسور بتحقيق « 7 » درين يكدو ماه با لشكر و سپاه گران عزيمت خرابى خراسان دارد ، « 8 » [ و چهل روز است كه اسب فربه مىكند و به ترتيب و تهية اسباب محاصره و دربندان و تفريق امرا و جيوش خراسان مشغولند ، چون اين خبر بملك رسيد روز ديگر نامهء بامراى خراسان نوشت كه احوال بدين نوع است واجب نمود انها كردن تا لشكرهاى پراگنده را جمع كنند و از كار بيكار و احوال روزگار غافل نباشند .
در ما بين اين احوال شاهزاده يسور اردوى خود را به پسر خود « 9 » جوكى سپرد و خود بمزار چشت آمده « 10 » شرف زيارت دريافت ، و بملك غياث الدين نامه نوشت كه چند نوبت
هامش
( 1 ) - مج . پا : مستحكم و مؤكد . مك : ندارد .
( 2 ) - عبارت : [ و التماس تجديد عهد وفاق و تاكيد پيمان . . . و مقصودها حاصل رخصت معاودة فرمود ]
از زيادات مج و پا مىباشد .
( 3 ) - پا : و التماس تجديد عهدنامه و وفاق كرده و تاكيد پيمان و ميثاق نموده .
( 4 ) - مج : با دوستان دوست . پا : با دوستان ايشان دوست .
( 5 ) - پا : شاهزاده يسور خوشدل و خوشنود و مقصودها .
( 6 ) - پا : حكام ولايت غزنين .
مج : حكام ولاة غزنين .
مك : حكام و ولاة غزنين .
( 7 ) - مج . پا : بتحقيق درين يكدو ماه با لشگر و سپاه .
مك : بتحقيق با سپاه .
( 8 ) - عبارت : [ و چهل روز است كه اسب فربه مىكند و به ترتيب و تهيهء اسباب . . .
پيش ملك آوردند ايشان گفتند هم درين چند روز شاهزاده يسور لشكر بتاخت هرات فرستد ] از زيادات مج و پا مىباشد و از مك تماما محذوف است .
( 9 ) - پا : خود شاهزاده جوكى سپرد و خود بمزار فيضآباد چشت .
( 10 ) - پا : آمده شرف زيارت .