بعد از سه روز كه از مراسم عزا بپرداختند اطراف « 1 » و جوانب شهر را بر لشكر قسمت كردند « 2 » تا محافظت نمايند ، و بعد از تعاقب الچيان ، و شفاعت شيخ الاسلام قطب الدين چشتى ، شيرين خواتون را كه « 3 » زوجهء دانشمند بود « 4 » و دلاله محتاله « 5 » از كيد و شرارة او پناه به حضرت إله مىبرد ، جمال الدين محمد سام بفرمودهء ملك « 6 » فخر الدين از قلعه بيرون فرستاد ، « 7 » چون از حصار بيرون آمد قريب دويست تن از مردم هرات بكشت و حكم كرد كه در چهل فرسنگى هرات هركس را يابند بكشند . تا سه ماه طوغان با لشكر پدر هرات را دربندان داشت « 8 » ، [ و چند نوبت از قلعهء امانكوه بريشان شبيخون زدند و بسيارى از مغولان بقتل آوردند ، ] تا « 9 » پس از پنج ماه بوجاى بهرات آمد .
و اين قصه در بيان حوادث تشنيع ذكر خواهد يافت .
« 10 » [ پس در اوايل شعبان سنهء ست و سبعمايه ملك فخر الدين مريض شد ، و روز بروز زحمت او در تزايد بود ، تا بيست و چهارم شهر مذكور ، بعد از آنكه اتباع
هامش
( 1 ) - مج . پا : و جوانب . مك : ندارد .
( 2 ) - مج . پا : تا محافظت نمايند . مك : اين جمله را ندارد .
( 3 ) - مج . پا : زوجهء دانشمند بود . مك : اين عبارت را ندارد .
( 4 ) - مج : شيرين خواتون را كه زوجه دانشمند بود و دله محتاله از
مك : شيرين خواتو را كه ولد مختاره بود . « دلاله محتاله » در افسانهاى « هزار و يكشب » معروف است .
( 5 ) - عبارت : [ از كيد و شرارة او پناه به حضرت إله مىبرد جمال الدين محمد سام ] از زيادات مج و پا مىباشد .
( 6 ) - مج . پا : ملك فخر الدين از . مك : ملك از .
( 7 ) - مج . پا : [ چون از حصار بيرون آمد قريب . . . هركس را يابند بگشند ] . مك :
اين عبارت را ندارد .
( 8 ) - مج . پا : [ و چند نوبت از قلعه امانكوه . . . از مغولان بقتل آوردند ] . مك :
اين عبارت را ندارد .
( 9 ) - مج . پا : پس از پنج ماه . مك : ندارد .
( 10 ) - مج : [ پس در اوايل شعبان سنه ست و سبعمايه ملك فخر الدين مريض شد . . .
اين مقال در قلاع افلاك انداخت ] . در زيادات اين عبارت نسختان مج و پا مطابقت دارند مگر اينكه در نسخه پا تاريخ وفات ملك فخر الدين را ( ست و تسعمايه ) نوشته كه مسلما از تحريفات نساخ است .
مك : و 24 شعبان سنه 706 ملك فخر الدين بجوار رحمت ( كذا ) خراميد و وجوه سپاه و اعيان درگاه . . .