« 1 » [ چنان كه مولانا فتاحى كه از فضلاى آن ولايت بوده در صنعت مراعات نظير « 2 » اين بيت گفته است ،
بيت :
از قند تا درونهء خود پر نميكند * ترشى ز ابروان تو بيرون نميكند ]
و در وقت پائيز شهر هرات را از فواكه آنجا زينت تمام است از : نار ، و امرود ، و به ، و انجير ، و بادام ، و جوز « 3 » و غيره ، و مردم آنجا بجلادت و بىباكى و دليرى و سفاكى موصوفاند .
« 4 » [ و از اعيان ملازمان درگاه گيتىپناه حضرت اعلى خلد الله سلطانه پهلوان محمد « گير و بست جاندار » كه چندين سال داروغهء هرات و كوتوال قلعهء اختيار الدين بود ، از آن ولايت در ميدان آمده بود و فى الواقع مردى راست . حقشناس . بانصاف بود و نسبت برعايا شفقت تمام داشت ، چنان كه روزى كه روى بجانب عالم آخرت آورد مصيبت او بر ترك و تاجيك و دور و نزديك و مطيع و عاصى و محسن و مسئى عام
هامش
( 1 ) - عبارت : [ چنانچه مولانا فتاحى . . . . ز ابروان تو بيرون نميكند ] از زيادات نسختان مج و مد مىباشد و در مك و س ندارد .
( 2 ) - مراعات النظير : يكى از صنايع لفظى در علم بديع است . تاج الحلاوى در كتاب خود در علم بديع فارسى موسوم به : « دقايق الشعر » گويد : مراعات النظير آنست كه اسماء ملازم را كه از جنس يكديگر باشند در سلك عبارت منتظم گردانند مانند : ماه ، آفتاب و ستارگان . . . و چون گل و لاله و انواع رياحين . . . و اكثر اشعار پارسيان و تازيان و منشآت هر دو بدين صنعت مزين باشد . ظهير فاريابى گويد :چو زهره وقت صبوح از افق بسازد چنگ * زمانه نيز كند نالهء مرا آهنگو كتاب « الصناعتين » ابو هلال العسگرى . خزانة الادب - حموى
( 3 ) - مج : بادام و غيره . مك : بادام و جوز و غيره .
( 4 ) - عبارت : [ و از اعيان ملازمان درگاه . . . . . كه پيش از اتمام آن تمام شد ] از زيادات مج مىباشد و در مك و مد ندارد .