نه بر طفل رحمت نه از پير شرم * نه آزرم خلق و نه ترس خدا « 1 »
در تاريخ خراسان « 2 » چنين مسطور است كه دوازده شبانه روز شمار مقتولان
هامش
( 1 ) - اين اشعار جزء قصيده طولانى است از كمال الدين اسمعيل كه در وقت مراجعت از خوارزم در مدح يكى از صدور آل صاعد و توصيف تخريب خانه خود بر دست مغول سروده و مطلعش اين است :منم اينكه كشتست ناگه مرا * دل و دامن از چنگ محنت رها
منم اينكه از گردش روزگار * شدست آرزوهاء جانم وفا
منم اينكه از ظلمت ظلم و جوز * چو يونس شدم مستجاب الدعا
منم باز در پيش صدر جهان * زبان برگشاده بشكر و ثنا
وز ان شيون خانها سوز تو * كى بذ خانه پردازتر از و با
مساجد شده خندق پاركين * منابر شده هيزم شوربا
كجا اهل قبله به موى مژه * همى خاك رفتندش از بوريا
بصف خران و كه آراسته * مساجد كى بذ خانه اتقيا
چو اوتاد در سجده افتاد سقف * چو ابدال گشته ستونها دو تا
امامان چو قنديل آويخته * چو سجاده افكنده محرابها
نه بر طفل رحمت نه از پير شرم * نه آزرم خلق و نه روى و ريا
ز فرزند و جاه جوانى و مال * ممتع بمان تا بيوم الجزانقل از يك نسخه مخطوطه قديمى ديوان كمال اسمعيل - كتابخانه ملى ملك .
( 2 ) - تاريخ خراسان : بواسطه اهميت سرزمين سردخيز و پربركت و پهناور خراسان در رقعهء امپراطورى عظيم عباسى و بسيارى دانشمندان ، سخنوران ، هنرمندان ، پهلوانان مردان نامدارى كه ازين خاك برخاسته و در ادوار مختلفه بروز و ظهور كرده صفحات تاريخ مجد و عظمت ايران را آرايش دادهاند كتب و معاجم بسيارى در تاريخ