و حصار و ديار و قصور و دور را با زمين هموار ساختند . و هفت شبانهروز آب در وى بسته جو كاشتند « 1 » .
لكمال الدين اسمعيل ( نور مرقده « 2 » ) :
مساجد شده خندق پاركين « 3 » * منابر شده هيزم شور باء
سگ مرده افتاده در موضعى * كه بد جاى پيشانى اولياء
چو او تاد « 4 » در سجده افتاد سقف * چو ابدال « 5 » گشته ستونها دو تا
امامان چو قنديل آويخته * چو سجاده افكنده محرابها
هامش
( 1 ) - مج : مد : و هفت شبانهروز آب در وى بسته جو كاشتند .
مك : اين عبارت را ندارد .
( 2 ) مج : لكمال الدين اسمعيل . مك : لكمال اسمعيل نور مرقده . مد : ندارد .
( كمال الدين اسمعيل ) : خلاق المعانى كمال الدين اسمعيل بن جمال الدين محمد بن عبد الرزاق منتسب بيكى از خاندانهاى محترم اصفهان بوده و در محله ( جوى باره ) سكونت داشته . از فحول شعراء و سخندانان است . اكابر شعراء او را ( خلاق المعانى ) گفتهاند « چه در سخن او معانى دقيقه مضمرست كه بعد از چند نوبت كه مطالعه رود ظاهر مىشود »
اكابر آل صاعد در تربيت كمال الدين اسمعيل پرداختند و او در مدايح ايشان قصائد غرائى گفته است . و در قتل عام اصفهان در حمله تاتار در عهد اوكتاى قاآن در تاريخ دوم جمادى الاول سال 645 ه بشكنجه سپاهيان مغول كشته شد ( تذكره دولتشاه سمرقندى ص 148 - 154 ليدن . تذكره عرفات العاشقين تقى اوحدى لبانى نسخه خطى كتابخانه ملى ملك . هفت اقليم امين احمد رازى ) .
( 3 ) - پاركين : وزن آستين جائى كه گندآب جمع شود و آن را منجلاب نيز گويند .
فرهنگ آنندراج .
( 4 ) - اوتاد : جمع ( وتد ) و اوتاد الارض : جبالها . و اوتاد البلاد : رؤسها .
( 5 ) - ابدال : جمع بدل و البدل الكريم الشريف .