بود و از آمل تا آمويه « 1 » و بس منصب عالى و مقام سامى داشته . و من نسبنامه آصف مشار اليه را ديدم همچنانكه از درخت طوبى در هرخانه بهشت شاخى است از شجرهء نسب شريفش شعبه بخاندان هريك از اكابر خراسان اتصال دارد . و بعضى از آن نسبنامه برين وجه است :
نسب شريف آصف دستور ممالك ايران خواجه قوام الدين نظام الملك اعز إله انصار دولته :
اولا : بسادات عظام چون سيد ابو تراب ارغندى « 2 » و سيد امام برآبادى « 3 » منتهى ميگردد .
و ثانيا : بمشايخ كرام چون شيخ الاسلام زندهفيل احمد جام و شيخ كبير قطب الدين حيدرزاده و شيخ العالم سيف الدين باخرزى و مولانا الامام نجم الدين عمر نسفى
و ثالثا : بملوك اسلام چون شاهان بدخشان و شهرياران ديار سيستان . « 4 »
هامش
( 1 ) - آمل . آمويه . نام دو شهر از بلاد ماورأ النهر خراسان در كرانه رود جيحون .
( معجم البلدان - ياقوت . جغرافى حافظابرو )
( 2 ) - ارغندى : « ارغند » از ديههاى ترشيز است و به صورت تعريب « ارقند » نيز گفته مىشود . وصف آن در همين روضه خواهد آمد .
( 3 ) - سيد امام برآبادى : « برآباد » از ديههاى خواف است . شرححال سيد ابو تراب و سيد امام برآبادى در جائى به نظر نرسيد .
( 4 ) - شهرياران سيستان : مانند : امير ابو جعفر پادشاه سيستان كه نژاد خاندان او بدودمان ساسانى مىپيوسته و معاصر امير نصرين احمد سامانى بوده و رودكى چكامهء شيوائى در مدح او سروده است و مطلعش اين است .مادر مى را بكرد بايد قربان * بچه او را گرفت و كرد بزندان
شادى بو جعفر احمد بن محمد * آن مه آزادگان و مفخر ايران
خلق همه از خاك و آب و آتش و بادند * وين ملك از آفتاب گوهر ساسانو امير خلف بن احمد كه نيز بيكى از خاندانهاى سالخورده سيستان منتسب بوده . و شاه نصير الدين و شاه محمود پسرش .
و تا حوالى سده نهم هنوز بقاياى سلاسههاى قديم سيستان باقى بوده و فرمانروائى آنشهرستان در دست آنان برقرار بوده است .
( تاريخ سيستان ص 325 - ص 324 . كامل ابن اثير ج / 5 ص 79 و ج / 11 ص 217 ) .