و يك فرع ديگر از شجرهء نسب شريف اين دستور ممالك « 1 » بخاندان امير قوام الدين پيوسته است . ] « 2 »
ديگر : از ائمه اهل يقين و حاميان خطهء دين مولانا نظام الدين مابيژنابادى روح إله روحه بوده كه به « پير تسليم » اشتهار يافته كمال زهد و تقوى و وفور رشد و زكاء او « 3 » بر همكنان پوشيده « 4 » [ نيست و او را در طريق دين و اسلام چندان احتياط و دقت است كه رخصت را در مذهب او راه نيست ] و روش او بغايت دشوار بوده .
در زمان او جماعت غزان « 5 » [ راههاى مسلمانان ميزدند ] « 6 » و تعرض بديارهاى « 7 » اهل اسلام ميرسانيدند « 8 » مولانا نظام الدين مگر « 9 » فتوى نوشته بود كه ايشان اهل بغىاند
هامش
( 1 ) - مقصود خواجه قوام الدين نظام الملك مذكور در ديباچه است كه نسب او نيز بخاندان امير قوام الدين مىپيوندد . براى اطلاع از چگونگى انتسابات متعدده و مختلفهء خواجه نظام الملك بخاندانهاى متعدده و دودمانهاى نامدار خراسان به ديباچه ناشر مراجعه شود .
( 2 ) - تا اينجا از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 3 ) - مج : و زكاء بر . مك : و زكاء اوبر .
( 4 ) - عبارت [ نيست و او را در طريق دين . . . مذهب او راه نيست ] از زيادات نسخه مج مىباشد .
( 5 ) - در عهد سلطنت آل سلجوق در خراسان ما بين سنوات 548 - 545 ه طايفهء غزان از جمله قبائل تركمانان مغول - كه در عهد سلطان محمود غزنوى به اجازه آن پادشاه از رود جيحون عبور كرده در خراسان ما بين هرات و مرو و بلخ اقامت گزيده بودند - علم طغيان و فساد برافراشته و سلطان سنجر بن ملكشاه را اسير و دستگير نموده و شهرهاى بزرگ خراسان : مرو . هرات . نيشابور و بلخ را قتلعام و ويران ساختند .
( راحة الصدور - راوندى ص 177 - ص 183 ليدن . كامل التواريخ ابن اثير ج - 11 ص 102 مصر . مختصر اخبار البشر - ابو الفدا - ج - 3 ص 28 - 20 مصر ) .
( 6 ) - عبارت : [ راههاى مسلمان ميزدند ] از زيادات مج است .
( 7 ) - مج : بديارهاى . مك . س : بديار .
( 8 ) - مج : مىرساند : مك . س : ميرسانيدند .
( 9 ) - مج : نظام الدين مگر فتواى . مك : نظام الدين فتواى .