و غوغاى خلايق مجمع اكبر و صفة عرصهء محشر داشت . و هنوز فى الجمله اثرى از آن باقى هست .
و از فضايل « 1 » هرات حضرت سلطانى در آنموقع عمارت و بارگاه عالى بنياد يافته انشاء اللّه وحده العزيز عن قريب با تمام ميرسد .
و در آنوقت بالتماس يكى از سادات علوى كيفيت آنحال را برين منوال در قلم آورده و نسخه اينست :
« حمد إله العلى الاعلى و ذكره بالتقديم احرى و اولى ، حمد و سپاس بيحد و قياس كه شهسوار تيز رفتار و هم در مضمار اشهار و اظهار آن ذو الفقار زبان از كام بر نتواند كشيد « 2 » ، و شكر و ثناى بىانتهاى كه كمند عقل درّاك بشرف شرف « 3 » قصر ادراك آن نتواند رسيد ، سزاوار حضرت پادشاهى است كه مركز خاك و محيط افلاك را مظهر عجايب اجسام پاك و مدرج جواهر اجرام تابناك گردانيد ، و لا يؤده حفظهما و هو العلى العظيم .
للشيخ نظامى :
داغ نه ناصيهداران پاك * تاج ده تختنشينان خاك
حلّه گر خاك و حلى بند آب * لعل طراز كمر آفتاب
قهّارى كه شيران و غاپيشهء بيشه مبادرت و مبارزت از مخافت « 4 » صمصام انتقام او نعرهء ياليتنى لم تلدامى - برمىآورند . كردگارى كه شيران ميدان شجاعت
هامش
( 1 ) - فضايل هرات : يعنى از اضافات و ربع خيرات سلطانى در هرات .
( 2 ) - اين عبارت در اصل : ( در مضمار شمار و اضمار آن ذو الفقار زبان بناكام برنتواند ) .
ظاهرا درست اين عبارت : ( در مضمار اشهار و اظهار ) ( زبان از كام بر نتواند ) يا ( زبان بنان گام بر نتواند ) .
( 3 ) - كلمهء : ( بشرف ) بكسر باء و فتح شين و ( شرف ) بضم شين و فتح راء جمع شرفه مثل غرف جمع غرفه .
( 4 ) - در اصل : محافظت .