و موضع ديگر از مرابع لطيف و مراتع « 1 » نظيف اين ناحيت تخت ملك نزهتگاه ملوك ملك است كه بدين اوصاف و اضعاف اين اتصاف دارد و در « 2 » تمام تابستان در كوههاى نواحى آن برف است « 3 » ، [ چنانچه در يك تموز كه آنزمين حضرت سرادقات جلال و مخّيم سپاه نصرت مآل حضرت اعلى بود ، مؤلف در آن موضع تابستان گذرانيده يك خروار برف لطيف پاكيزه كه از آلايش خاكدان روزگار گرد كدورتى به پيرامن آن نرسيده بود در اردوى همايون به پنج دانگ « 4 » بود و كمتر ، و از غايت خوشى هوا و سردى آبها كس را پرواى برف نمىبود ] ، و قوت هاضمهء آن آب و هواى « 5 » بمرتبهء كه مدلول كريمهء : اكلها دائم ؛ لازمهء احوال و اوقات ساكنان آن ديار گشته .
و نزهتگاه ديگر كه لطافت آن بمراتب از مواضع پيشتر بيش است ييلاق هزار ميش است كه در « 6 » فصل بهار لالهزارى « 7 » مىشود كه عرصهء گلشن روشن « 8 » گردون در مقابلهء او تيره مينمايد . و ديدهء نورانى كواكب تابناك از نظارهء اطراف او خيره مينمايد و رياحين بساتين افلاك از رشك الوان لالهايش رنگ برنگ برمىآمد و انوار باغ رضوان از خجالت طراوت ازهارش سرخ و زرد ميگردد .
هامش
( 1 ) - مج : از مرابع تظيف اين ناحيت .
مك : از مرابع لطيف و مراتع نظيف اين ناحيت .
( 2 ) - مج : و در تابستان .
مك . مد : و تمام تابستان .
( 3 ) - عبارت :
[ چنانچه در يك تموز كه آنزمين حضرت سرادقات . . . پرواى برف نمىبود ] تماما از زيادات نسخه مج مىباشد و در مك و س ندارد .
( 4 ) - دانگ : معرّب آن دانق و جمع : دوانيق شش يك يكمثقال است . فرهنگ آنندراج . مفاتيح العلوم - خوارزمى .
( 5 ) - مج : هاضمهء آن آب و هوا . مك . مد : هاضمهء آب و هواى .
( 6 ) - مج : كه در فصل .
مك : كه فصل .
( 7 ) - مج : لالهزارى . مك : لالهزار .
( 8 ) - مج : گلشن روشن گردون .
مك : گلشن گردون .