صلابت و مهابتى است [ كه در همه كس تأثير مىكند ] « 1 » .
و كيفيت ظهور او برين وجه منقولست كه حضرت امير غياث سيدزاده غريبى « 2 » بغايت صبيح و مليح بود باجمال موفور و خصال مشكور و وجهى طليق و قدى رشيق و ظاهر پرنور و باطن معمور .
للانورى « 3 » :
روئى چگونه روئى روشن چو آفتابى * زلفى چگونه زلفى هرحلقه و تابى
هرپرتوى ز رويش در چشم عقل نورى * هرحلقه ز زلفش در حلق جان طنابى
گر عكس عارض او بر صحن عالم افتد * گردد ز سايه او هرذرّه آفتابى
و در بازار خوش در سر كوچه مولانا عقيل در دكان حلوائى - كه حالا « 4 » نيز هست - حلوافروشى ميكرده - و از زمان مير تا غايت اين دكان تغيير نيافته و همچنان دكان « 5 » حلوائى است - و بابا اخى محمود جامى - كه از مجذوبان و ابدالان محسوب بوده « 6 » و در موضع قهندستان بر كنار نهر انجيل در كوشكى كه بسگبانان مشهور است ساكن مىبوده و هنوز آن كوشك موجود است و به او منسوب - پيوسته فوج كلبان ميداشته « 7 » كه مراعاة و تعهد ايشان ميفرموده « 8 » ، و هرچند گاه به آن سگان شير صفت سيرى
هامش
( 1 ) - عبارت : [ كه در همه كس تأثير مىكند ] از زيادات مج است و مك و س ندارد .
( 2 ) - مج : ظهور او برين وجه منقولست كه حضرت امير غياث سيدزادهء غريبى بغايت صبيح . مك : ظهور حضرت مير غياث برين وجه منقولست كه سيدزاده بغايت صبيح .
( 3 ) - مك : و وجه طليق وقدى رشيق و ظاهرى پرنور و باطنى معمور . ايضا لانورى .
مج : و وجهى طليق و قدى رشيق و ظاهر پرنور و باطن معمور لانورى .
( 4 ) - مج . س : كه حالا نيز . مك : كه نيز .
( 5 ) - مج . س : همچنان دكان حلوائى . مك : همچنان حلوائى .
( 6 ) - س : كه از درويشان مجذوب و ابدالان محبوب بوده و در كنار نهر .
( 7 ) - س . پيوسته فوجى كلاب ميداشته . مج . مك . مد : پيوسته فوج كلبان ميداشته .
( 8 ) - مج : ميفرمود . مك . س : ميفرموده