و بر سر هر دروازه سه در نشاندهاند الّا « درب ملك » كه دو باب دارد .
و قلعه اختيار الدين را « 1 » نيز دو در است :
يكى از سوى شمال كه « بازار اسب » « 2 » است .
و يكى از جانب جنوب كه طرف شورست . و در اندرون شهربند « 3 » چهار بازار است كه از هردر آن تا به چهار سو « 4 » يك بازار است كه بنام همان دروازه منسوبست .
الّا « دروازهء قيچاق » كه تا به چهار سو رسته « 5 » بازار ندارد . و « بازار ملك » را از پاى حصار تا چهار « 6 » سو بخشت پخته ساختهاند . و چندين تيمها دارد كه هريك موازى يك بازار ديگر « 7 » است . و از بيرون هردروازه نيز بازاريست كه تا انتهاى سواد شهر ميكشد كه قريب بيك فرسنگ است ، و در سر هركوى و محله بازارچه ديگر است مشتمل بر انواع دكاكين . و مشتمل است اين شهربند بر دو فصيل ميان هردو ده گز فرجه .
و در وقت تحرير مؤلف بعضى از تلامذه را فرستاد كه تقدير و تخمين و تحقيق و تعيين دور شهربند و بروج و اقطاران نمايند چنين تقرير كردند كه :
بروج صد و چهل و نه است . و دور شهربند هفت هزار و سيصد قدم ، و قطر شهر از « درب ملك » تا « فيروزآباد » و از « درب خوش » تا « درب عراق » « 8 » هزار و نهصد « 9 » در هزار و
هامش
( 1 ) - مج : اختيار الدين نيز . مك : اختيار الدين را نيز .
( 2 ) - مج : كه بازار اسب است . مك : كه بازار است .
( 3 ) - مج . س : و در اندرون چهار بازار .
مك : و در اندرون شهربند چهار بازار .
( 4 ) - مج : كه از هردر آن تا به چهار سو .
مك : كه از هردروازهء تا چهار سو .
( 5 ) - مج : به چهار سو رسته بازار .
مك : به چهار سو بازار .
( 6 ) - مج : تا چهار سو . مك . س : تا به چهار سو .
( 7 ) - مج : بازار ديگرست . مك : بازار است .
( 8 ) - مج : تا عراق . مك . س : تا درب عراق .
( 9 ) - مج . هزار و نهصد قدم .
مك : هزار و نهصد در هزار و نهصد قدم .