امروز باز باد بد سلطانيه مىآمد ، شب ايستاد . هنوز درختهاى اينجا برگ نكرده است .
امروز بين راه يك برآمدگى كوچكى از زمين به قدر ده وجب است ، آن بالا كه مىرسند گنبد شاه خدابنده پيداست ، اينجا را كدوك الله اكبر مىگويند . آن طرف تپه هرچه آب جارى مىشود داخل زنجانهرود شده به زنجان مىرود . اين طرف تپه هرچه آب جارى است سمت رودخانهء ابهررود مىريزد . عجيب است .
سهشنبه 12 [ و 13 ربيع الثانى ] :
امروز بايد زنجان برويم . از سلطانيه الى زنجان چهار فرسنگ و نيم است . نيم فرسنگ هم بالاتر از شهر ، باغ حسينآباد پاشا خان سرتيپ است كه منزل است ، پنج فرسنگ راه بود ، سوار كالسكه شده رانديم .
الحمد لله تعالى امروز خون نيامد .
صحراى سلطانيه خيلى باصفاست . ديشب رعدوبرق شد ، باران مىآمد ، مىايستاد . روز هم ابر بود ، گاهى آفتاب . جلگه بسيار خوب است ، يا چمن است ، يا زراعت . قازالاقها « * » خوب مىخواندند . « * » قدرى كه راه رفتم به ده خرابه يعنى آبادى دارد مال مظفر الملك است ، اسمش اقلگى است . در حقيقت چمن دزدى مىكنند ، راه كالسكه بسيار خوب است . رانديم ، كوههاى دست راست برف دارد ، الى يك فرسنگ و نيم مسافت ، كوههاى دست چپ هم برف دارد ، دور تر است . در چمنى به ناهار افتاديم رودخانه سمان ارخى كه زنجانرود است جلو بود . اين رودخانه چون در چمن است خيلى باطلاق است ، اسب نمىشود زد ، عرض رودخانه هم كم است ، پنج ذرع اينجاها
هامش
* غازالاق : يكى از پرندگان خواننده از خانوادهء چكاوك است كه در سواحل بحر خزر فراوان است . ( فرهنگ معين )
* اصل : مىخاندند .