تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤

سند شماره 89 : [ نامهء ( احتمالا معتمد الدوله ) در مورد بست‌نشينى عزيز الدوله ] هو

قربان خاك پاى جواهرآساى مباركت شوم چند روز قبل كه به حضرت عبد العظيم عليه السلام رفته بود كه نواب فخر الملوك را مشايعت نموده راه بيندازد ، در باغ مرحومه مهد عليا طاب ثراه منزل كرده بودند . فرستادم عزيز الدوله را آوردند آنجا كه خود اين غلام بپرسد ببيند چه مىگويند و از اين حركت قبيح چه مقصود دارند ، خيلى سؤال و جواب كرد ، عمده فقرهء قرض و اضافه مواجب بود كه اين غلام تلگراف عرض كرد . جواب مقرر شده بود دولت ضامن قرض كسى نيست . چون اين جواب به اين غلام رسيده بود به ايشان جواب گفت ، قسم‌هاى مغلطه بيان كرد كه امكان ندارد بتوانم بيرون بيايم ، طلبكارها زندگى را بر من حرام كرده‌اند ، تا قرض مرا ندهيد بيرون نمىآيم . چون خيلى بد است كه عزيز الدوله در بست بماند ، در انظار داخله بالخاصه خارجه ، بسيار ركيك است ، اين غلام در آوردن ايشان اصرار كرد ، نيامدند ، بعد به ايشان گفتم فقرهء قرض باشد ، شما هم هيچ نگوييد تا ان شاء الله به سلامتى مراجعت موكب همايون ، لكن ششصد هفتصد تومان به عنوان كمك خرج در مدت غياب موكب همايون به شما مىدهم ، از اينجا بياييد شهر . قبول كردند ، به شرط طلاق ميرزا رضا . به جناب آقا هم كيفيت را اطلاع دادم لكن چون عرض شده است قرارى اين غلام نداد ، به هفتصد تومان عزيز الدوله را به شهر آوردن و دربست نگذاشتن ، به اعتقاد ناقص و عقل قاصر اين غلام عيب ندارد و صلاح است . امر امر همايون است . مقرر مىفرمايند داده شود يا هر نوع ديگر كه مقرر مىفرمايند