سند شماره 87 : [ نامهء ( احتمالا معتمد الدوله ) به ناصر الدين شاه و گزارش اوضاع ] هو
قربان خاك پاى جواهرآساى مباركت شوم
چون چاپار پست مستمره عازم بود ، راحت دانست به عرض عريضهء عاجزانه جسارت ورزيده ، بدين وسيله وجود نابود خود را در خاك پاى مبارك يادآور گرديده به همينقدر كه متذكر خاطر عاطر مهر مظاهر همايون گردد ، سر افتخار و مباهات به اوج اعلى سموات سايد . خداوند جان ناقابل اين غلام خاك را به قربان و تصدق خاك پاى مبارك نمايد و آن وجود مسعود همايون را از جميع بليّات محفوظ داشته ، سايهء معدلت همايون را ان شاء الله بر مفارق آحاد و افراد اهالى ايران تابيده و مستدام بدارد .
از روى دستورالعمل مقرره و مطابق ميل خاطر همايون و اراده عليه همايونى شب و روز مشغول خدمات است . مراقبت مخصوص در هر فقره دارد ، از هيچ بابت غفلت ندارد . جناب آقا و كل وزرا هر روزه در دربار اعظم حاضرند و به خدمات مرجوعه مشغول [ هستند ] . تا به حال كه به حمد الله از توجه خاطر مبارك خيلى خوب گذشته .
ساير ولايات هم منظم ، آرام . اين غلام بىخبر نيست و اطلاع به هم مىرساند .
ان شاء الله به توجهات بلانهايت همايونى بعد از اين هم خوب خواهد گذشت . محض اطلاع خاطر خطير همايون جسارت ورزيد .
تفصيل حبس كسى كه به عرض رسيد ، به تهران رسيد ، حبس شد ، به همان وضعى كه وارد شد ، داد عكس او را با آن فراش مأمور انداخته در جوف عريضه عاجزانه از نظر مبارك خواهد گذشت . الامر الاقدس الاعلى مطاع مطاع مطاع .