تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر دوم فرنگستان ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
اين به سهولت و خوشى و آسودگى بتوان همچه سفرى عمده را بتوان به انجام رساند ، اين نيست مگر از خواست و لطف پروردگار تعالى كه هميشه شامل احوال ما هست . روزنامهء سفر فرنگستان به حمد الله تعالى در كمال خوبى به انجام و اختتام رسيد . سنهء 1295 بارس‌ئيل . * * * [ در حاشيه ] : اميراخور هم ديده شد در انزلى . * ابراهيم خان نايب از همان وقتى كه ما از سرحد آذربايجان گذشتيم در مراغه و اردبيل بوده است ، به سركشى ايلخىها رفته بوده است ، از راه طوالش و كنار دريا به چاپارى آمده بود ، به حضور رسيد در انزلى . * اسم قزاق كه مخصوصا امپراطور فرستاده بود جلو كالسكه ما مىنشست و در كشتى هم الى آخر بود ، جورج تابايف ، از قزاقهاى ترك است . [ 376 ] امپراطور روس وقتى كه به فوجى از سرباز و سوارى مىرسد احوال مىپرسد به اين نحو ، به زبان روسى تكلم مىكند : از دروو رباتا يعنى : روز شما به خير بچه‌هاى من سالدات در جواب مىگويند : از دراويا ژلايم واشه ولى چستوو يعنى : ما سلامتى اعليحضرت شما را طالب هستيم . * عباس ميرزا از خمسه به رشت تلگراف كرده بود كه مادرش در بغداد فوت شده است . * زن عموى انيس الدوله مادر مريمى هم در تهران به مرض استسقا مرده است . * روزها به علت هواى گرم صبحهاى زود سوار مىشويم ، ناهار را منزل خورده مىخوابيم ، الحمد لله به اين وضع خوش مىگذرد ، اما چندان هم گرما نديديم .