4
تا حال چند مرتبه از حاصلخيزى سرزمين خيوه صحبت كردهام . حال بايد به محصولات آنكه بواسطهء عالى بودن جنسشان برترى حاصل كردهاند اشاره كنم : مثلا گندم و برنج مخصوصا برنج گرلن و ابريشم كه عاليترين نوع آن از « شاهباد » و « ينگى اورگنج » بدست ميآيد و پنبه و « رويان » كه يك قسم ريشهاى است و رنگ قرمز بسيار مطلوبى از آن بدست ميآيد و بالاخره انواع ميوه كه برترى جنس آن در ايران و در تركيه و حتى در اروپا هم مورد مخالفت و ترديد نميباشد . مخصوصا سيبهاى هزار اسپ و هلو و انار خيوه را يادآور ميشوم . ولى ما فوق همه خربزه هائى است كه شهرتش تا پكن رفته بطوريكه فرمانرواى كشور آسمانى هر موقع هدايائى از تاتارستان چين دريافت ميدارد مطالبهء چند خربوزهء « اورقينجى » را هرگز فراموش نميكند . قيمت آن بسيار گران است و در روسيه يكبار خربوزهء زمستانى باهم وزن خود قند معاوضه مىشود .
راجع باجناس صنعتى مهمتر از همه « اورگنج چاپانى » ( لبادهء اورگنج ) است كه تقريبا از روى لباس خانهء ما و از پارچه راهراه دورنگ ( غالبا ابريشم و پشم را با هم بافتهاند ) تهيه شده است . خيوه از حيث كارخانهء مفرغسازى و هزار اسپ از ملبوس و تاش هاوس از بابت پارچههاى علفى شهرتى بهسزا دارد .
طرف عمدهء تجارت روسيه است كاروانهائى مركب از هزار تا دو هزار شتر در بهار بجانب اورنبورگ و در پائيز بهسمت هشترخان حركت مىنمايد و پنبه و ابريشم و پوست و ملبوس باب تاتارهاى « نگائى » و چرم ساغرى مانند و ميوهجات را به مقصد بازارهاى « نيشنى » ( كه « مكريا » هم ميگويند ) حمل ميكنند . و در عوض ديگچه و و ظروف آهنى ذوبشده ( جقن ) و قلمكار ( كه ما روى مبل را با آن ميپوشانيم ولى اينجا زنها براى زينت جلوى پيراهن به كار مىبرند ) و پارچههاى موصلى درجهء