تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6771

مساهمون:

ص٦٧٧١
دل شكستى دل شكستى - زين پس دگر با جان رنجوران مكن - بازى تو اى چشم مخمور . - 2 -
ساز از نو باز كن ساز * يك نواى تازه بنواز چون درآمد شور شهناز * تار را كن كوك ماهور پايهء جم جايگاهى * دور كيوان بارگاهى ترك نغمهء خسروانى * بايدت در زندگانى وان قدر قدرت گواهى * وسمه بود و ابروى كور
از سروش از سروش آسمانى - نغمه‌هاى روح‌بخش پهلوى بشنو از دور - 3 -
سلطنت كو رفت گو رو * نام جمهوريت از نو همچو خور افكند پرتو * بخ كه شد نور على نور دور بايد شد ز اوهام * بايدى برچيدن اين دام سلطنت را همچو بهرام * زنده بايد كرد در گور دور شاهى را چو دجال * واژگون گشته است احوال
سر زد اقبال سر زد اقبال - از رايت فتح آيت مهدى - جمهوريت عصر منصور - 4 -
نيست دوران قجر باد * اين شجر بىبار و بر باد تا قيامت دادگر باد * بازوى پر زور جمهورى كار ايران رو به ره باد * نام شاهى روسيه باد زنده سردار سپه باد * با غريو كوس و شيپور تودهء ملت نميراد * دامن غفلت نگيراد
تا ابد شد تا ابد شد مقهور - ملت از سلطنت و شاه و شاهنشاه - وز امپراطور

غزل در بيات ترك

سوى بلبل دم گل باد صبا خواهد برد * خيرمقدم گل تا همه‌جا خواهد برد مژده ده ، مژدهء جمهورى ما تا همه جاى * هاتف غيب به تأييد خدا خواهد برد