دل شكستى دل شكستى - زين پس دگر با جان رنجوران مكن - بازى تو اى چشم مخمور .
- 2 -
ساز از نو باز كن ساز * يك نواى تازه بنواز
چون درآمد شور شهناز * تار را كن كوك ماهور
پايهء جم جايگاهى * دور كيوان بارگاهى
ترك نغمهء خسروانى * بايدت در زندگانى
وان قدر قدرت گواهى * وسمه بود و ابروى كور
از سروش از سروش آسمانى - نغمههاى روحبخش پهلوى بشنو از دور
- 3 -
سلطنت كو رفت گو رو * نام جمهوريت از نو
همچو خور افكند پرتو * بخ كه شد نور على نور
دور بايد شد ز اوهام * بايدى برچيدن اين دام
سلطنت را همچو بهرام * زنده بايد كرد در گور
دور شاهى را چو دجال * واژگون گشته است احوال
سر زد اقبال سر زد اقبال - از رايت فتح آيت مهدى - جمهوريت عصر منصور
- 4 -
نيست دوران قجر باد * اين شجر بىبار و بر باد
تا قيامت دادگر باد * بازوى پر زور جمهورى
كار ايران رو به ره باد * نام شاهى روسيه باد
زنده سردار سپه باد * با غريو كوس و شيپور
تودهء ملت نميراد * دامن غفلت نگيراد
تا ابد شد تا ابد شد مقهور - ملت از سلطنت و شاه و شاهنشاه - وز امپراطور
غزل در بيات ترك
سوى بلبل دم گل باد صبا خواهد برد * خيرمقدم گل تا همهجا خواهد برد
مژده ده ، مژدهء جمهورى ما تا همه جاى * هاتف غيب به تأييد خدا خواهد برد