دور از اوضاع بودند به سفارت خود برد و حمايت علنى كرد ، اما امروز وضعيت طور ديگر اقتضا مىكند كه محرمانه و با دست خود ايرانى باشد .
توقيف نسيم شمال
نسيم شمال براى آنكه حمايت از شاه كرده بود و در اشعار خود گفته بود
شاه ما فرنگه * كار به دست اين دبنگه
فورا توقيف شد و خودش را هم گفتند گرفتند . هيچيك از جرايد هم توقيف آن را ننوشتند .
بهمن « 1 » پانزده روز بود تب داشت امشب به حمد اللّه عرق كرد . سه فلوس خورده ، باز طبيب مىگويد آمپول بايد تزريق كنند تا به كلى خوب شود . از فردا تزريق شروع مىشود ، مثل تزريق جمهوريت روزنامهنويسها .
روزنامهء ناهيد
شنبه 24 - امروز فقط روزنامهء « ناهيد » است . « كرى كتور » دارد كه نقاشى آن بسيار بسيار پست است . بىمزه چيز نمىنويسد . منشىباشى ناهيد مرد آگاهى است . از قديم و قدما خوب اطلاع دارد . تلگرافات « برزخ » آنكه از قول كريم شيرهاى معروف است گاهى خيلى بانمك است . « بىسيم ناهيد » هم اغلب قابل خواندن است . روى هم رفته خوب جريدهاى است . امروز شكل شاه را كشيده بود با جيقه و لباس مفتولدوز . به جاى پوتين يا كفش ، گيوهء مندرسى به پا ، نقشهء اروپا مقابل و نوشته بود براى خاطر تو دست از تاج و تخت كشيدم . بعد هم شرحى مذمت كرده بود .
روزنامهء ميهن
« ميهن » هم كه مدتى بود چاپ نمىشد امروز پولوپله گيرش آمده و منتشر شد . بعد از يك سلسله شاهنامهخوانى كه از به دو انتشار جريدهام تمام قصدم همين بود كه اين شاه ننگين و طايفهء تبه روزگار نيست و نابود شود ، پس از يك سلسله ياوهسرائى و از همان مطالب كه ديگران مكرر نوشتهاند مىنويسد من به تمام مقدسات عالم قسم ، عارم مىآمد و مىآيد كه پشت اسم اين جوان بوالهوس شهوتپرست شاه يا سلطان بگويم .
افسوس من آن نمرهء « ناهيد » را ندارم كه شرح زندگانى مدير « ميهن » را قدمبهقدم نوشته
هامش
( 1 ) - بهمن ميرزا سومين پسر نويسندهء خاطرات .