[ جلد پانزدهم ]
دنبالهء 1302
بسم اللّه الرحمن الرحيم جمعه 23 شهر رجب 1342 ، دهم حوت تنگوزئيل 1302 ، 29 فورورى 1924 شروع مىشود بدين جلد 14 « 1 » مموار در طهران در حالىكه يك غوغا و هياهوى بزرگى در اينجا براى ايجاد جمهوريت بين مديران جرايد و معدودى برپاست كه خداوند از عاقبت آن ايران و ايرانى را حفظ فرمايد .
مسائل تاريخى قاجار
مسائل تاريخى غامضى دارد حل مىشود . جريدهء « كوشش » [ مىنويسد ] به واسطهء قتلعامى كه آغا محمد خان در تفليس نمود گرجستان از مملكت ايران خارج شد ، فتحعلى شاه اگر كاغذ عشقبازى به كاترين نمىنوشت او به خشم نمىآمد و قشون به ايران نمىفرستاد كه آن همه پول و هفت « 2 » شهر ما برود .
جريدهء « قانون » كه با پول قوام السلطنه به دست يك سيد گمنامى فقط جهت فحش دادن به سليمان ميرزا داير شده بود باز تاريخ آغا محمد خان را نوشته بود : هفت برادر خودش را كشت ، هفت من چشم از اهالى كرمان كند كه دو ثلث آن را به دست نامبارك خودش كنده بود . حاجى ابراهيم خان را وصيت كرد فتحعلى شاه بكشد . همه مىدانند برادرها را براى بقاى ايران كشت تا پس از خودش انقلاب نكنند . حاجى ابراهيم خان وصيت كرد كه تا من هستم نمىتواند كارى بكند . اما بعد از او ايمن نباشيد و بكشيد كه باعث اغتشاش نشود .
چرا نادر نه
اگر اينها بد است دربارهء ديگران چرا نمىگويند . نادر رضا قلى ميرزا را كور كرد و مرد .
دختر هفت سالهء خودش را توى بخارى گذاشت و با لولهء تفنگ بقدرى نگاه داشت تا
هامش
( 1 ) - جلد پانزدهم صحيح است .
( 2 ) - معمولا هفده شهر گفته مىشود .