يا پيش بچهها بودى * چقد مىرى اينور آنور
سيزده بدر نميرى مگر * عشرت خانم با شوهرت
با بچهها و دخترت * با پسر كور و كرت
سوار خر نمىشى مگر * سيزده بدر نميرى مگر
نهنه حميد حموم ميره * با اسباب تموم ميره
با زن مش غلوم ميره * ميزاره حنا به دست و سر
سيزده بدر نميرى مگر * يك شيشهء سركه شيره
بده به آن زنيكه پيره * يواش يواش خودش ميره
ما هم ميريم از پشت سر * سيزده بدر نميرى مگر
دختر آمشدى جواد * ميخاى برى اكبر آباد
التفات شما زياد * با ننهء استاد صفر
سيزده بدر نميرى مگر * سيزده به در ثواب داره
اينها همش كتاب داره * هر كارى يك حساب داره
ادا ميشه قرض پدر * سيزده بدر نميرى مگر
گلين خانم شوهر نداشت * فاطمه بگم پسر نداشت
اين چيز را خبر نداشت * خداداد به او پسر
سيزده بدر نميرى مگر * سماور و قورى بيار
يك اسباب جورى بيار * يك چارقد تورى بيار
چادر پشمى كن به سر * سيزده بدر نميرى مگر
مملكت ما شاه عمل نياورده ، شاعر چطور ، تاجر چطور ، عالم چطور ، همه به حمد اللّه به هم مىآيند و كهر كم از كبود نيست . من از خودم پى به سايرين مىبرم و مىبينم همه خرابيم ، همه فاسد .
خوشحالى زنها
دوشنبه 25 شعبان - صبح به كلى منزل بودم . عصر خانمها خانهء افخم الدوله بودند . آنجا رفتم مسرور بودند و مىگفتند براى آنكه تجار و كسبه شب عيد شاه خيال چراغانى