تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 6850

مساهمون:

ص٦٨٥٠

قانون اساسى كمربند قرآن - نظر مدرس

دوشنبه 18 شعبان - بازار بسته است . قانون اساسى كمربند قرآن است و تغييرناپذير . پادشاه ، سلطان احمد شاه كه ذره‌اى خلاف قانون تاكنون نكرده . شهرت دارد سردار سپه مايل شده پسر ديگر محمد على شاه محمد ميرزا « 1 » را محمد شاه ثانى نموده نايب السلطنه شود . مدرس گفته امكان ندارد . تازه ما از دست نايب السلطنه‌ها خلاص شديم . ما همه‌جا گفتيم اين مطلب سابقه پيدا مىكند و هر امير لشكرى يكى از اولاد شاه را پادشاه مىكند . افخم الدوله در بازار ، هرمز ميرزا و فرخ ميرزا در ميان فكليها الحق و الانصاف خوب پروپاگاند كردند كه تصور مىكنم ربع آن را خود وليعهد نكرد ، ديگران كه هيچ .

سخنان مدرس

مدرس در ميان جمعيت گفته تمام دول اسلامى از بين رفت يك ريشهء ايران مانده [ كه اگر ] بيرون آرند كار اسلام تمام است . مردم گفته‌اند روز چهارشنبه قضيهء شنبه نشود ، پس ما اسلحه همراه بياريم . گفته است نمىآيند و نمىتوانند . بيايند سر بايد داد ، چه بايد كرد ، همين است . تدين چنان مردود شده كه در فراكسيون مجلس هم حاضر نشده . مديران جرايد همه پنهان هستند ، مطابع تعطيل . تا بعد چه شود .

خر حاجى آقا جمال - حرف مخبر السلطنه

سه‌شنبه 19 - صبح افخم الدوله خانهء حاجى آقا جمال رفت . خر آقا سرنيزه به شكمش خورده مشرف موت است ، با اين مصيبت چه توان كرد ، اگر خداى نكرده تلف شود . . . « 2 » حاجى آقا با مخبر السلطنه و دائى جان و شيخ عبد المجيد « 3 » وكيل دائمى عدليه خودمان آمدند . مخبر السلطنه گفت سه مرتبه با احتشام السلطنه و معين الدوله نزد والاحضرت رفتيم ، دو دفعه به ارادهء خود ، دفعهء ثالث به گفتهء ديگرى . من نمىدانم چه قسم جبران و كفارهء اين گناه را بكنم . گفتيم ، اصرار كرديم برود . اما چه خوب شد نرفت و قبول نكرد . اما من گفتم اگر هم مىروى به خارج شهر استعفا نده و به مجلس پيغام كن اجبارا و محض حدوث بعضى اتفاقات رفتم . اما چه كنم وضعيات طورى بود كه ما تنها نه
هامش
( 1 ) - مجيد ميرزا ، سهو القلم است . ( 2 ) - نقطه‌چين در اصل . ( 3 ) - بعدها به نام خانوادگى مينوچهر .