تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5905

مساهمون:

ص٥٩٠٥
كمك و دفع او خواسته‌اند . يك حرف ديگرى هم زدند كه قزاق آترياد طهران از طول سفر خسته شده و بدون اجازه خواهد رفت .

امير امجد

اول برج حوت دهم جمادى الثانيه قزاق حركت كرد . روز ديگر گفتند اسفنديار خان برادر امير امجد غياث‌وند تمام سوارهء ژاندارمرى را هم بدون حكم شبانه حركت داده . چون محمد على خان پسر دوم رفعت السلطان جزو آنها بود ما خيلى تفحص كرديم كه كجا رفته . بعضيها ادعاى رؤيت نمودند كه در راه طهران هستند . حكومت و ژاندارمرى تلگراف به مركز كردند . حتى خواستند امير امجد را بگيرند چه‌وچه .

حبس سردار همايون توسط رضا خان سرتيپ

باز خبر رسيد كه تلگراف و تلفن راه طهران را تمام خراب كردند . بعدها در روزنامه خواندم كه مردم طهران متوحش شده بودند . كابينهء سپهدار سراسيمه شده بود كه قزاق چرا حركت كرده . بالاخره سردار همايون را كرج براى جلوگيرى فرستادند كه همان‌جا رضا خان سرتيپ ( حاليه سردار سپه رئيس كل دويزيون ) او را دستگير نمود .

سيد ضياء در كرج

جناب سيد ضياء مدير جريدهء رعد محرمانه در كرج يا پائين‌تر به رضا خان رسيده دستورالعمل را داد . آن بيانيه را هم كه بايد رضا خان از طرف خود و قزاق چاپ و منتشر كند رسانيد و مراجعت كرد .

سوم حوت : قزاقها در طهران

شب 12 جمادى الثانيه ، سيم حوت قزاق وارد طهران شد . در ميدان مشق پنج تير شليك توپ كردند ( كه تمام اهل طهران گمان كردند بولشويك وارد شده هيچ خواب نرفتند ) . از آنجا دسته‌جات براى مواقع پليس و كميسارياها روانه نمودند كه فقط در كميسارياى سرچشمه كه حكم نظميه به آنها نرسيده بود مقاومتى شد و هفت نفر آژان كشته شد .