مال قزوين همين روزها روانه مىشود كه بروات املاكى را ادارهء ماليه به سركار تحويل نمايد . » ( پاياننامهء افخم الدوله )
« ايران » سواى آنچه از قحط و غلا و عدم امنيت نوشته شده اولا تلگراف تبريك عيد نوروز سلاطين است به شاه ما كه در تلگراف امپراطور آلمان و سلطان عثمانى اشاره به صلح روسيه و شرطى كه در باب استقلال و تماميت ايران شده است درج شده بود . منّتى گذاشتهاند . در حالىكه درست ملاحظه شود روسيه ديگر قادر به تجاوزات ايران نيست و تمام مملكت خودش قطعهقطعه و متلاشى شده . عموم جرايد به حكم دولت جز روزنامهء « ايران » توقيف شده است . اعلان عينا درج مىشود .
اعلان توقيف جرايد به امضاى وزارت داخله
ادارهء روزنامهء ايران . راست است كه گرامىترين موهبت حكومتها و ثمرهء مشروطيت آزادى قلم و افكار است ، اما كدام فكر و كدام قلم ؟ فكرى كه در تمشيت امور اجتماعى و تنسيق سياست مملكتى به كار رود . قلمى كه هادى راه سعادت و ترقى و مروج اتحاد عناصر جمعيت باشد . آزادى به مفهوم حقيقى خود يگانه داروى دردهاى اجتماعى است ، ليكن در حد قانون و در قيد نظامات . تجربه ثابت كرده است آزادى در صورتىكه به قانون محدود نباشد مثمر سموم مهلكى است كه حيثيات اجتماعى را فاسد [ مىكند ] و حيات جمعيت را به خطر مىاندازد . مصداق اين بيان را به خوبى مىتوان امروزه در طهران ملاحظه و دريافت كه از آزادى مطلق قلم چه مضرات بىشمارى توليد گشته و چه مفاسد بىحدى همه روزه در تزايد و فزونى است .
در تمام ممالك آزاد روزنامهنگارى طرزى دارد و روزنامهنگار وظايفى . ولى در طهران مشاهده مىشود كه به جاى تنوير افكار و هدايت عامه به سبب نجات و ترقى ، فحاشى ، هتاكى ، بىشرمى دستور تحرير و روح تقرير جرايد گرديده و در عوض اصلاح اخلاق عمومى و تذكار فوايد امور اجتماعى به القاء نفاق و تدارك هرجومرج و تكثير فحشا و منكر مىپردازند و اين طرز روزنامهنگارى را آزادترين ملل تجويز ننموده و آزاديخواهترين اجتماعات تصديق نمىكنند ، و از طرفى ملاحظه مىشود كه متأسفانه به واسطهء فقدان وسايل اجراى قانون مطبوعات به روى اصول محاكماتى موجبات جلوگيرى از نشر [ مطالب ] مضره و هرجومرجهائى كه به مناسبت اين قبيل انتشارات توليد مىگردند فعلا در حد امكان نيست .
عليهذا هيئت دولت براى دفع اين ضررها و صدمات هرجومرج و منع از اين