تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5174

مساهمون:

ص٥١٧٤
مىنمايند اهليت و لياقت داشتن روزنامه [ اى ] چون « رعد » و دبير دلاور متفكرى چون نويسندهء وى را دارا نيستند . بىحيائى و چشم‌دريدگى معدودى طرفداران مستوفى الممالك و كابينه‌هاى « اميد » و « نجات » به حدى است با آن‌كه ايران را به دهليز مرگ و فنا رسانده نه تنها اعتراف به خطاياى غيرقابل عفو و معاصى جبران‌ناپذير خود نمىكنند بلكه براى خلط مبحث و اغفال عوام كالانعام حقايق را در حجاب افترا و تهمت مستور داشته به‌جاى ارائهء طريق در نجات از گرداب فلاكتى كه خودشان تهيه نموده‌اند « رعد » را متواليا مورد مهاجمه و فحاشى قرار داده از هيچ نسبتى كه لايق خود و جمعيت و شايستهء پيشوايانشان مىباشد فروگذارى نمىنمايند . ما متأثر نيستيم و تعجب هم نمىكنيم . چه مستوفى الممالك و طرفداران فضّاح ايشان در صورتىكه براى رياست ننگين چند روزهء خود و منافع دنائت‌كارانه كه تحصيل مىنمايند فاشافاش به محو و انقراض و اضمحلال يك ملت و مملكتى رضايت مىدهند چگونه از كشتن حق و پرتاب‌كردن تيرهاى زهرآلود تهمت به يك روزنامه و نويسنده خوددارى مىتوانند نمود . اين افراد معدود كه نه خدا را مىشناسند و نه رايحهء مقدسهء اسلام را استشمام كرده‌اند و نه در قاموس شهوت و نفع‌پرستيشان كلمهء وطن و وطن‌پرستى يافت مىشود ما تاكنون نخواسته‌ايم مقام خود را تنزل داده و درصدد جواب مزخرفات يك ورق پارهء سياهى كه طرفدار و مدافع مقام مستوفى الممالك و عمليات ايشان است برآئيم . ولى مقاله‌اى كه روز گذشته در تحت عنوان « رعد و خطر بالشويزم » در آن ورق پارهء سياه منتشر شده و سؤالات مدلسانهء عوام فريب‌دهى از ما كرده بود ما را وادار به نگارش اين مقاله مىنمايد . اين نكته هم از نظر محو نشود كه در ميان اين همه جرايد طهران حقيقتا شايسته است كه ننگ‌طلب‌ترين اشخاص و فحاش‌ترين اوراق مدافع و معرف صميميت مستوفى الممالك نسبت به اين مملكت گردد . بالجمله مستوفى الممالك ايران را كشت ، ايران را خفه كرد ، ايران را بر باد داد ، روح اين مملكت را از قالب و پيكر وى پرواز داد . با اين وصف ديگر در مقابل هتاكى و نيشهاى اوراق سياهى كه طرفدارى وى را شعار خود ساخته است بردبارى نخواهيم كرد . تا امروز پرده‌درى نمىكرديم ، آنچه مىدانستيم نمىگفتيم . ولى اكنون مىگوئيم . همان مستوفى الممالكى كه سه سال قبل در نتيجهء رياست‌وزرائى شانزده ماههء خود مملكت را تسليم قشون روس و اورنگ حكمرانى ايران را تفويض به ژنرال باراتف نمود و خويشتن به شكارگاه تشريف بردند . اينك در نتيجهء ده ماه زمامدارى و مداخلهء ايشان و ساير وزراى صالح اهل محبوب الملهء ايران را تسليم قشون انگليس و سپاهيان هندى
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 5174 | قهرمان ميرزا عين السلطنه