آورده از قبيل انعقاد بانكها و ممانعت از بحرپيمائى و كشيدن راهآهن و غيره و غيره مضارش با اين معاهدات يكى است و آنوقت تفصيلاتى مىدهد چون خيلى مفصل است نمىتوان نوشت .
در حقيقت اينها را هم يادآورى مىكند كه آقايان در آنجا ذكر مىكنند . اما تا زور نباشد اين بياننامهها و گريهزاريها فايده ندارد . هيچ كس دلش به حال ما نخواهد سوخت . آنچه هم بگويند [ و ] بنويسند ظاهرى و محض خوشآمد و فريب ماست . غصه خورى فلان سوسياليست يا روزنامهنگار هم رسميت ندارد ، نتيجه ندارد . حرف آن است كه از ميان دولب للويد جرج يا امثال او بيرون بيايد كه مظهر دولت هستند يا در پارلمان انگليس گفته و رأى گرفته شود ، و الّا قول يك نفر يا ده نفر وكيل هم سند نيست .
روسيه
يكى از مسائل داخلى كه روسها موفق به آن شدند اصلاح بين آنهاست و اكراد رشيد سلحشور كرمانشاهان و توابع آن . خودشان مىنويسند و ترجمهء آن در جريدهء « ايران » ما بود كه ما هرقدر خواستيم به زور توپ و تفنگ و ادوات جنگى امروز اكراد را مطيع نموده راه خود را به وادى عراق عرب امنيت بدهيم ممكن نشد . زيرا از معابر تنگى ما مىبايست عبور كنيم كه چهار نفر كرد با همان تفنگها مانع از پيشرفت و عبور قشون ما بود . آنچه هم محاربه كرديم جز شكست نصيب ما چيزى نشد . لهذا متوسل به حيلهء ديپلوماسى شده سفير ما يك نفر پولكونيك از طهران فرستاد با رؤساى ايلات از صلح درآمد . بالاخره موفق به آن شده معاهده نامچه نوشته شد . لكن خوانين مهر نكردند و گفتند تا جنرال براتف امضا نكند ما امضا نمىكنيم . تا براتف در ماه او به آنجا رفت در قريهء نامياوند نزديكى ماهيدشت اردوى خوانين زده شده بود و جنرال آنجا وارد شد .
مصالحه نامچه ممضى گرديد . نطقها از طرفين شد ، زندهبادها گفته شد . دو فقره نطق خوانين نوشته مىشود :
نطق رؤساى كرد
سليمان خان رئيس ايل گوران كه جوان بيست و پنج سالهاى است و عباس خان رئيس ايل بزرگ و جنگجوى كلهر كه تازه جوان نوزده سالهاى است در صورتىكه تا ديروز دشمن روسها بودند با جنرال براتف نشسته سيگار مىكشيدند . رؤسا اكراد همان نطقهائى را كه در « بنيد روى » كردند در اينجا باز مكرر نمودند . جنرال باراتف جواب مىداد . ليكن چيزى كه همه را متعجب مىنمود و مبهوت ساخت نطق عباس خان بود .