سپهسالار از قول مخبر نويه ورميا
اين شرح را به واسطهء اخلاص و ارادتى كه به شخص سپهسالار اعظم دارم مىنويسم .
مخبر « نويه ورميا » پس از آنكه شرحى از پيشرفت عثمانى و تخليه همدان و فرار نمودن طرفداران روس مىنويسد در اول ماه اگوست ( 23 اسد ) سپهسالار اعظم از طهران حركت كرد به املاك شخصى خود رفت و در پشتسر اردوى ما ايستاد . حوادث آتيه را به دقت تعقيب مىنمود . سپهسالار در عقب قشونهاى ما بيكار نبود . در اين صدد برآمد كه بر ضد عثمانيها قواى مسلحى از قبايل بروجرد و كرمانشاه تشكيل دهد . چيزى كه هست اين اقدام سپهسالار و مذاكراتى كه با قبايل به عمل آورد كمتر نتيجه بخشيد و به دلخواه خويش موفقيت نيافت . در اواسط ماه سپتامبر ( 22 سنبله ) همينكه قواى ما زياد شد و معلوم گرديد تهديد عثمانيها و احتمال تجاوز آنها به پاىتخت مرتفع شد برحسب اجازهء مأمورين نظامى ما مجددا از انزلى و رشت و مازندران و قزوين بناى مراجعت گذاشتند سپهسالار نيز به طهران معاودت كرد و ديد كه مخالفين سياسى او از غيبت او استفاده كرده و در اوضاع و احوال سياسيه تبديلات فراهم ساختهاند . چنانچه در غياب سپهسالار فعاليتى به كار برده و همينكه سپهسالار به طهران وارد شد تقصير نامهء او انتشار يافت .
سپهسالار به واسطهء جمعآورى قشون بر ضد عثمانى و ارتباط با مأمورين نظامى روس در انظار متهم و بدنام گرديد ( از اول بدنام بود ) . اين شخص نه تنها در سراى سلطنتى مورد التفات نشد بلكه به ملاحظهء روسپرستى او به تمام وزراء و علما و صاحبمنصبان غدغن شد كه با او ملاقات ننمايند . طبيعى است كه اين غدغن و حكم عدم مراوده به حال من كه يك نفر مخبر روسى هستم شامل نبود .
مصاحبهء مخبر روسى با سپهسالار
بنابراين من درصدد ملاقات سپهسالار اعظم برآمدم و در عمارتى كه نزديك طهران دارد به ديدن وى رفتم . اين شخص هفتاد ساله كه از معمرين رجال ايران است در طى مصاحبه با من چنين گفت : البته شما كه يك روزنامهنويس صاحب بصيرت هستيد از مرام و مقصود و از نقطهنظر سياسى من اطلاع داريد . سال گذشته در همان موقعى كه سفراى آلمان و اطريش و عثمانى به معاونت صاحبمنصبان سوئدى و دستهجات ژاندارمرى در اين صدد برآمدند كه براى روسيه يك خط حرب و فرونت جديدى تشكيل و تدارك نمايند . من به سفارت روس از اين احوال اطلاع دادم . همچنين من به