بىطرفها وارد مىآيد به هيچوجه مسؤول نيستند و با دوستانهترين روحى اين مسئله را رد مىنمايند كه هردو طرفين متخاصمين شبيه به يكديگرند . تاريخ اين حقيقت غيرقابل انكار را ثابت كرده است كه آلمان و اطريش همواره كوشش مىكردند كه به توسط عمليات تجاوزكارانه در اروپا و ساير قطعات عالم سيادت پلتيكى و اقتصادى حاصل نمايند .
فجايع جنگ
به توسط اعلان جنگ و نقض بىطرفى بلژيك و لوكزامبورگ و طرقى كه در جنگ اتخاذ داشته [ اند ] آلمان ثابت كرده است حصول انسانيت و احترام را كه بايد نسبت به دول صغيره به عمل آيد استهزاء مىكند . سپس جوابيه به شرح دادن بعضى از جرايم آلمان مىپردازد ، از آن جمله فجايع هولناكى را كه در موقع تهاجمات بلژيك و صرب مرتكب شده و رفتار شريرانهاى كه نسبت به اين دو مملكت به عمل آمده ، قتل صد هزارها ارامنهء بىگناه ، عمليات وحشتانگيز شامات ، حملات زيپلنها به بلاد غير مستحكمه ، حملات تحت البحريها به جهازات بىطرف و متخاصم ، سوء سلوك نسبت به اسراى جنگى ، قتل ميس كاول و كاپيتان فرايات ، كوچ دادن اهالى بلژيك را از بلاد خود و فجايع ديگر را متذكر مىگردد .
كتبى كه از اينگونه جرايم ممكن است نوشته شود و ديوانهائى كه از اين قسم فجايع ممكن است پرداخته گردد ثابت مىنمايد كه چرا ما اعتراض مىنمائيم كه مقاصدمان را با مقاصد آلمانها يكسان نخوانند . متفقين در قبول تقاضاى ويلسن راجع به ذكر شرايط صلح به اشكالات مواجه مىگردند . هر زمان كه موقع مذاكره رسيد متفقين مىتوانند جزئيات را بيان نمايند و تقاضاى غرامت و جبران كنند . ليكن اين مسئله معلوم است كه قبل از همهچيز شرايط صلح عبارت خواهد بود از استرداد بلژيك ، صرب و قراطاغ و تخليهء قطعات اشغال شدهء فرانسه و روس و رومانى و تجديد تشكيل اروپا مطابق حقوقى كه جميع ملل و اقوام در مصونيت و محفوظيت و ترقى [ و ] آزادى اقتصادى دارند و همچنين از جمله اصول صلح قراردادهاى ارضى و بين المللى خواهد بود كه سرحدات بر و بحر را از حملات غير عادلانه محفوظ دارد . ساير شرايط عبارتند از استرداد ايالات و قطعات كه سابقا به اجبار يا بر خلاف ميل اهالى از متفقين انتزاع شده و آزادى ايطاليائيها و اسلاوها و رومانيها و چكها و اسلواكها از استيلاى خارجه . نيات تزار راجع به لهستان از اعلاميهء تزار خطاب به قشون خويش صادر كرده است معلوم مىشود . متفقين اين مسئله را تكذيب مىنمايند كه نيت آنها اين است كه نژاد ژرمان را مضمحل سازند و