تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 4381

مساهمون:

ص٤٣٨١
است . از بابت پارسال ، پيرارسال ، هذه السنه هرطور مىخواهى حساب كن . زياده بر اين مسامحه عذر را قبيح دانسته هيچ بهانه لازم نيست . منتظرم كه زود برسد . »

نامهء برادر

دستخط آقاى عماد السلطنه ، 12 شهر صفر : فدايت شوم اگر شما از پشت كوه‌هاى الموت از من سؤال كنيد كه چه خبر است جوابى جز نمىدانم ندارم و فى الواقع زيادى اخبار و وقايع غير منتظره و اين جنگ دنياسوز به اندازه‌اى است كه همان نمىدانم را انسان بگويد سهل‌تر و راحت‌تر است . يك بسته روزنامه به پست دادم و گويا با اين كاغذ انشاء اللّه سلامت الموت برسد و از خواندن آنها اخبار متضاد را مىفهماند . اين هواى گرم و جنگ عجيب امسال ، اين جنگهاى داخلى و بىترتيبى امورات ايران ، آن جنگ تمام نشدنى فرنگستان ، اين خرج گزاف هر خانواده ديگر وقت و دماغ و فرصت به كسى نمىدهد . در اين تغييرات ماليه ما در يك حياط و اطاق خلوت غريبى افتاده‌ايم كه ابدا كسى را نمىبينيم و كار هم نيست . هرچه هم آمد مخبر الملك رد كرده كه اين كار راجع به محاكمات نيست . لهذا ما مثل يك محبوس محترم آنجا عمر مىگذرانيم و كارى سواى خواندن روزنامه نداريم . [ پايان نامهء عماد السلطنه ] ( ساير مطالب آن راجع به بچه‌ها و خانواده است ) .

رقعهء حاجى افخم الدوله

تصدقت شوم ( بعد از حال و احوال‌پرسى و تفصيل نوشتن هرمز ميرزا كاغذى به لندن براى روزنامه مرقوم مىدارند ) : برحسب امر مبارك بايد از اوضاع عرض كنم در صورتىكه اطلاعات چاكر منحصر به روزنامه و استماع از مردم است . به‌هرحال قشون روس به همدان وارد [ مىشود ] و از آنجا به‌سمت ملاير مىرود . ساوه هم كه پس از ده روز جنگ با نايب حسين و غيره حالا مىگويند همه آنها به كاشان رفته‌اند و روسها در مجاور قم هستند . دو روز است امير حشمت ( از فرارىهاى آذربايجان ) [ و ] عده‌اى شايد از ژاندارم و غيره در رباطكريم ( اين ده در هفت فرسنگى طهران راه سابق همدان و زرند واقع است ) مشغول جنگ هستند . ممكن است اين عقب رفتنهاى مجاهدين و غيره شكست باشد يا آن‌كه نباشد كه آقايان را بيشتر متفرق كرده و از هم جدا كنند . از طرفى هم قدرى تأخير شود براى اين‌كه كمك و اسلحه به آنها برسد . درهرحال دولت كه هنوز تصميم ندارد . به قول بعضى شايد اين اهمال و مسامحه از نقطه‌نظر خيانت براى اين