اقبال ايرانيان ( سلطان احمد شاه ) جمع شده هستى و موجوديت خود را فداى يك ذات اقدس يك وجود برازنده كه پس از قرنها مادر دهر براى ايران زائيده است بنمايند .
اهالى طهران در همان حينى كه سرمست باده شاهپرستى گشته و ذات خجسته اين تاجدار را ستايش مىكردند از مراتب استقامت و متانت مستوفى الممالك يعنى يگانه دستورى كه برازنده خدمتگذارى يك چنين شاهنشهى است نمىتوانستند شكفت و شعف خود را مستور دارند و از صميم قلب موفقيت وجود گرامى وى را از خداى ايران مسئلت ننمايند .
منظرهء طهران در روز هفتم محرم بزرگترين ايام تاريخى ما است ، مناظر متضادى هويدا بود . احساسات و آثار تصور نكردنى از اهالى طهران عيان گشت كه از خواطر هيچ يك از ناظرين يك چنان منظره محو نخواهد شد .
از يكطرف باقى ماندهء اهالى از عزيمت موكب شاهنشاهى محزون و گريان و به چشم مىديدند كه روح از تنشان مىرود و از طرف ديگر از شدت فرح در قالب وجود نمىگنجيدند كه روزگار در ميان اين همه بدبختى يك چنين ذات مقدسى را براى آنها به وديعه گذارده كه اينك موقع جلوهگرى رسيده و متانت وى به تمام قد عرض اندام كرده .
و از ميان ابرهاى مظلم اشعه انوار سعادت آتيه جلوهگر گشته .
حركت موكب ملوكانه
تقريبا يك ساعت و نيم بعد از ظهر ذات اقدس شهريارى از حياط گلستان به يكى از حياطهاى خلوت تشريف فرما شده و فورا دستخطى به آقاى سردار كبير شرف صدور يافت كه پس از تشريففرمائى موكب ملوكانه رياست دربار اعظم و قصور سلطنتى و اساسيهء آن به عهدهء ايشان واگذار شود . سپس بهطرف درب اندرون تشريف فرما گرديده كه حركت فرمايند . در اين موقع آقايان سپهدار اعظم و صمصام السلطنه عودت كرده و بلافاصله تلفونى از وزراى مختار روس و انگليس به آقاى رئيس الوزراء رسيد كه استدعا نموده بودند اعليحضرت اقدس شهريارى حركت نفرمايند تا وزراى مختار در دربار شرفيابى حاصل كنند .
وزراء مختار در دربار
بعد از مخابرهء تلفون به فوريت وزراى مختار روس و انگليس به دربار آمده در قصر ابيض منتظر ملاقات آقاى رئيس الوزراء شدند . آقاى رئيس الوزراء و هيئت وزراء از مقام سلطنت عظمى استدعا نمودند كه قدرى حركت موكب ملوكانه به تأخير افتد تا نتيجهء