منظرهء طهران در ظهر روز دوشنبه
روز دوشنبه هفتم محرم طهران - پاىتخت شهريار تاجدار ايرانيان - مقر اقامت اعليحضرت سلطان احمد شاه جانشين كيخسرو و وارث تخت و ديهيم كيان - يك منظره با ابهت - يك وضعيت روشن و تيره را به خود مىديد كه در تاريخ اعصار قديمه و جديده ايران بىهمتا است .
منظرهء طهران - در روز هفتم محرم فراموششدنى نيست . حوادث ليل و نهار نخواهد توانست از قلوب شاهدين آن پيشآمد تأثيرات مهابتخيز يك چنين روزى را محو نمايد .
قلب فسردهء ايران - مغز ستم كشيدهء كشور ايرانيان - در قالب خود يك مدير مدبر ، يك زمامدار با عزم و يك شهريار بااراده ديد كه انصافا تا بدين درجه تصور نمىكرد كه در محيط رعب و وحشت يك عنصرى به اين شهامت ، يك جوهرى به اين شجاعت - يك خسرو ارجمند و حكمران محبوبى به اين عزم و متانت ، دست روزگار و مشيت خداى بااقتدار براى ايرانيان پرورانده باشد .
اهالى محزون و افسرده دل طهران احساس مىكردند كه در زير آسمان تاريك ايران يك پادشاه جوان با درايت - كفايت - لياقت - مانند يك مرد كهنسالى در افق تيره اين سرزمين جلوهگر شده و وجود مقدس خود را مايه تسلاى قلوب نوميد گشته قرار داده .
طهرانيها از تابش اشعه اراده و متانت اين خسرو ارجمند به خود اطمينان مىدادند كه ذات مقدس شهريارشان از داشتن عزم و اراده خواهند توانست يك مملكتى را از گرداب هلاكت نجات بخشند . سعادت ايران را تأمين و سرزمين كيانيان را شرافتى از نو دهند .
افرادى كه در خيابانهاى ناصرى و چراغ گاز تا درب دروازهء شاهزاده عبد العظيم به آرزوى زيارت جمال مبارك سلطان احمد شاه قاجار را به انتظار مىگذراندند به يكديگر مىگفتند . جان شيرين - سلطان محبوب - روح ايرانيان از قالب قلب ( پاىتخت ) روان مىشود . اوضاع وحشتآميز مىگردد . وخامت وضعيات به سرحد كمال مىرسد .
وطنپرستان در حال اضطراب و تشويش در جلو و عقب موكب همايونى طهران را ترك مىنمايند و قالب مركز را بىجان مىسازد . به شناختن شهريار با عزم يكديگر را تبريك مىگفتند ليكن در همان حال از اين پيشآمد بىنهايت افسرده بودند .
بلى در همين موقع ظهر دوشنبه هفتم محرم بود كه ستارگان آسمان ايران مثل بنات النعش سرگردان و آخرين تصميمشان بر اين بود كه در گرد اختر فروزان و آفتاب