بيان حال
سرگذشت هفتهء اخير را در قسمت « اوضاع داخله » ذيلا ملاحظه مىنمائيد . تا حدى به جريان صورى وضعيات واقف مىشويد .
بلى . همه انتظار دارند كه از عقايد و نظريات ما راجع به اين حوادث كه چه بوده و هست آگاه شوند .
ليكن ما فعلا عقيده و نظريه خيلى تازه نداريم . روزها ، هفتهها ، ماهها تصادف با چنين ايام تهديد آميزى را پيشبينى مىكرديم و قسمت عمده از ستونهاى اوراق خود را صرف لزوم جلوگيرى از واقعات سهمناك منموديم .
گويا صحبت از گذشته ديگر بىفايده باشد . چه كه وضعيات تازهترى در پيش داريم .
از جريان اوضاع گذشته مىتوان مقياس و زمينه پيشآمدهاى آينده را تا حدى تصور نمود . اگرچه مقامات رسمى دولتى مىگويند كه براى بهبودى احوال كار مىكنند .
اميدوارى مىدهند كه موفق به حل مشكلات و تصفيه معضلات خواهند گشت ما هم چه كنيم ناچاريم كه قبول كنيم انتظار اثرات عملى را داشته باشيم . ليكن از مراحل قول به فعل بايد تخطى شود . ايقان براى ما وقتى حاصل مىشود كه حقيقتا دلايل قطعى براى بهبودى احوال مشهود گردد .
فقط در ميان اين افق تيره ، اين آسمان تاريك ، اين مناظر هولناك ، در وسط اين تشويش عمومى اين مصائب لايتناهى تنها نقطهء روشن ، يگانه مايهء خوشوقتى يك حقيقت درخشان ، يك شعاع منورى است كه راستى تا به اين درجه در انظار ايرانيان جلوهگر نشده بود .
نخست افتخار و سربلندى به وجود يك شهريار با اراده و عزم ، يك ذات مقدس شاهانه ارجمند ، صاحب تمام خصايص متانت ، استقامت يك حكمران جدى و نيرومندى كه سيل جريان حوادث سهمگين با هر شدت و سرعتى كه توانست خود را به پايهء سرير همايونش رساند . بنيان عزم و استقامتش مانند كوه خاره پابجا ماند .
مفهوم اراده - هويت متانت ، مجسمهء مقاومت در مقابل نهيب تندباد حوادث جلوهگر و عيان شد . سلطنت يعنى موهبت الهى و وديعه ملى يك حارس و نگاهبان لايقى را در نزد خود مشاهده كرد .
سپس يك رئيس الوزراء و صدر معظم با استقامت ، يك دستور ارجمند با درايت كامل و ثبات فكر و عقيده ، مستوفى الممالك يك بوذرجمهر عصرى كه راستى با نوشيروان وقت چنان بردبارى و بزرگوارى را در هنگام زمامدارى خود بروز دادند كه