تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى ) — صفحة 3298

مساهمون:

ص٣٢٩٨
اسحق شيطان مطلب را فهميد . انشاء اللّه بيايد و به يك شكلى او را ساكت نمايم بهتر است تا زدوخورد و نزاع شود اگر افراسياب خان بگذارد . تفنگ و قطار و قبضهاى مرا هنوز نداده ابدا خودش را به اين حرف آشنا نمىكند .

مداخل نمك

يك مداخلى اين روزها دارند . خير اللّه خروار خروار نمك را به يك من در پانصد دينار مىفروشد و مردم بواسطهء يك هزار دينار هرمنى بود به رغبت مىبردند . در صورتى كه سپهدار نوشته است به نرخ قديم يك من صد و پنجاه دينار باشد . هيچ‌چيز در ايران گران نشد كه بعد ارزان شود . به همه مىگويند بابا يك من يك هزار بوده حالا دهشاهى چه عيب دارد . اما معاون رئيس معدن همان‌جا مانده و به شهر نوشته شايد اين هم كمكى در كار ما شود ! خود رئيس اعتبار الملك يا سلطنه طهران موقتا رفته رودبار نيست .

حمام

هوا سرد است . سيد بزرگ و ملا يوسف اينجا هستند عمل مهدى و ورثهء پرويز خان را اصلاح مىكنند كه از شر امير اسعد آسوده شويم . از بىآبى خيلى تلخ مىگذرد . حمام هم نداريم . حمامى گندمها را خورده حالا مريض شده ، سوخت ندارد ، آب حمام ندارد . نمىدانم در اين سرما كجا حمام بروم و چرا همه حمامها راه است مگر زوارك . سه عروسى در زوارك واقع شد تفصيل دارد افسوس ديگر خسته شدم و شب خيلى گذشته انشاء اللّه به سلامتى مىنويسم . سه‌شنبه 21 - اول حوت ديروز اربعين بود و از همان ديروز هوا به كلى تغيير كرده آفتاب گرمى است و برفها متصل آب مىشود . كوشك دشت حمام رفتم ، آنجا هم آب نداشت . حمامى زوارك از حالا ناخوش مىشود تا موقع خرمن آن‌وقت براى تحويل گرفتن چهار خروار مزد حمام قچاق و زرنگ است .

توغلى

دو نفر آدم افراسياب خان آمده بودند كدخدايان را به عنف ببرند اينها هم نرفتند . مقصود آقا جمال مبارك كدخدا نيست « توغلى » « 1 » را طالب است . هر ده يك توغلى ببرند
هامش
( 1 ) - توغلى - برّه .