پول بيفتد انشاء الله طفره نخواهد زد . جيرهء اهل نظام را كه قطع كرده بودند موقوف شد . همانطور كه نوشتيم چند روزى آقا تمارض كرد و آخر الامر موقوف شد . حالا گويا قرار شده جيره را گندم بدهند ، يعنى خاك پاك بىگندم .
فروش خالصجات طهران
خالصهجات طهران را كلية مىفروشند . بجزئى دوندگى مىشود خيلى مناسب خريدارى كرد . همه مردم در فكرند كه بخرند . جنس ولايات هم اغلب مسعر شده [ است ] و براى ديوان از اين به بعد جنسى باقى نيست ، حتى براى عليق اصطبل خاصه و غيره بايد منبعد از ميدان و بازار طهران كاه و جو بخرند .
جمعه غرهء شهر شعبان المعظم - ديشب را به اطاق سهدرى سمت مشرق آمديم .
اطاق نشيمن را براى عروسى درست مىكردند . اين حياط و عمارت اندرون براى عروسى و مهمانى بسيار خوب است . خانهء سلطان محمد خان دعوت داشتيم . مقبل السلطنه پسر ميرآخور بواسطهء خويشى دعوت شده آنجا بود . داماد اميرنظام است ، يعنى دخترش پس از شوهر ديگر گفتند باكره بود و به اين داده شد . جوان خوبى است .
لقب تازه : سردار
امروز لقب تازه شنيدم . اسد خان گماشتهء علاء الدوله لقب اسد الملكى گرفته ، مثل عطاء الله خان كه عطاء السلطنه بود . لقب سردارى خيلى زياد دادهاند . امير خان سردار سردار معظم شد . حالا عنوان اينطور مىنويسد امير خان سردار معظم . انتظام - الدوله سردار امجد ، منتظم الدوله سردار . . . « * » ، سهام الدوله حاكم بجنورد سردار ارشد ، ساعد الدوله سردار اشرف . حالا اين لقب را دنبال كردهاند . خداوند از آينده محافظت كند . چه چيزها كه منبعد اختراع كنند . خدا شاهد است اين سردارها سواى دو نفر مابقى تيغ برهنه و شمشير كشيده نديده [ اند ] ، دود باروط به دماغ آنها نخورده . وانگهى اين قشون غيرمنظم كمقابليت اين همه سردار و امير تومان و صاحبمنصب لازم ندارد .
حسام الملك هم لقب سردارى گرفت . ديگر پشتهم خواهند گرفت .
عصر منزل آمدم سرم درد گرفته بود . اطاق بسيار كوچك [ بود ] متصل سيگار يا قليان مىكشيدند . بخارى هم مىسوخت . درهم بسته [ بود ] . هواى كثيفى داشت . اين اطاق سهذرعى گنجايش اين همه مهمان را نداشت .
شاه و ماهرخسار
اعليحضرت روز سهشنبه تشريف مىآورند . امروز مذكور شد كه قدغن است روزهاى جمعه كه احدى درب خانه نرود . فقط براى اين است كه ماهرخسار خواهر باشى را از درب شمس العماره و تكيهء دولت به باغ مىآورند و اعليحضرت تا عصر مشغول است . بعد از فراغت محرمانه از همان درها ، هردفعه از يك كدام ، خارج مىكنند .
هامش
( * ) دنبالهاش را ننوشته .